پاسداشت کثافتکاری بوش
خدا هیچ رییس جمهوری رو مضحکه خاص و عام نکنه. از ایران گرفته تا آمریکا. سی ان ان نوشته مردم سانفرانسیسکو می خوان اسم جورج بوش رو به پاس هشت سال کثافتکاری اش روی تصفیه خونه فاضلاب بذارند.
خدا هیچ رییس جمهوری رو مضحکه خاص و عام نکنه. از ایران گرفته تا آمریکا. سی ان ان نوشته مردم سانفرانسیسکو می خوان اسم جورج بوش رو به پاس هشت سال کثافتکاری اش روی تصفیه خونه فاضلاب بذارند.
با خرید بخش عمده سهام ساختمون کرایسلر نیویورک، عربها بخصوص اماراتی ها نشون دادند که مازاد درآمد نفت رو چقدر عاقلانه خرج می کنند.
ساختمون تاریخی و بلند کرایسلر، با اون تاج مشهور هفت قوسی اش که در میدون آرژانتین هم می شه کپی بچه گونه شو دید، یکی از جاذبه های نیویورکه.
حالا یه شرکت سرمایه گذاری ابوظبی هشتصد میلیون دلار براش داده. پارسال هم اماراتی ها فروشگاه مشهور بارنیز نیویورک رو خریدند و بخشی از سهام بانک سیتی گروپ و کازینوی مشهور ام جی ام میراژ لاس وگاس رو به چنگ آوردند.
عربهای خاورمیانه با اضافه پول نفت در شش ماهه امسال یه میلیارد و هشتصد میلیون دلار ملک تجاری در آمریکا خریده اند و قراره سرمایه گذاری شون در آمریکا، از جمله نیویورک، ادامه پیدا کنه.
مورگان چانگیرای، رهبر مخالفهای رابرت موگابه، رییس جمهور زیمبابوه، از انتخابات ریاست جمهوری جمعه کنار کشیده چون اونو نامشروع و تقلبی دونسته.
خب، بدبختی این “سیاه سوخته ها” به ما ایرونی ها چه ربطی داره؟ بدلیل شباهتهای موازی زیاد حکایتشون با اتفاقات مملکتمون.
موگابه بیش از بیست ساله که از یه قهرمان استقلال تبدیل شده به یه دیکتاتور منفور ولی مخوف. کشوری رو که هنوز انگلیسی های استعمارگر حسرتشو می خورن، به خاک سیاه نشونده. بجز ایران و چند کشور همجنس دیگه، با بقیه دنیا دعوا داره. تورم رسمی زیمبابوه رو رسونده به صد هزار درصد. هرچی مغز و آب مغز بوده، از کشور فرار کرده. فساد دولتی بیداد می کنه. امدادگرهای بین المللی اجازه کمک رسانی ندارند. شبه نظامی ها و چماقدارها، نیروهای مخالف دولت رو به قصد کشت می زنن تا پای صندوق نرن.
حالا با کنار رفتن چانگیرای، موگابه که سه ماه پیش با رای سازی به دور دوم رسید، می تونه دیکتاتور بمونه و آرزوی مردم زیمبابوه برای آزادی و دموکراسی به رویایی دست نیافتنی تر تبدیل می شه.

مجله فارن پالیسی پنج کشور از پنج منطقه دنیا رو که بدترین جاها برای زنانه انتخاب کرده.
هول نشین. ایران بینشون نیست. از خاورمیانه یمن انتخاب شده.
فارن پالیسی سه تا معیار اصلی داشته: حضور زنان در مجلس، نسبت درآمد زنان به مردان و میزان باسوادی زنان.
علاوه بر یمن، هایئتی از قاره آمریکا، مولداوی (اروپا)، سیرالئون (آفریقا)، نپال (جنوب شرقی آسیا) و پاپوا گینه نو (آسیا و اقیانوسیه).
چند ماهه اخبار انتخابات آمریکا رو جدی دنبال می کنم ولی تبش بهم سرایت نکرده. بر خلاف خیلی از شماها، برام مهم نیست کی آقای دنیا می شه.
اوجگیری باراک اوباما، از یه سناتور ناشناس تا نامزد دموکراتها ظرف چهار سال، خیره کننده است و به قول خودش فقط توی آمریکا ممکنه.
هیلاری کلینتون هم درسته بازی برده رو باخت، ولی کارش، کارستون بود و با فریاد و اشک تونست تعصبات جنسیتی رو خرد کنه و واسه خیلی از فعالان زن دنیا مشعلدار بشه.
خیلی ها می گن اگه اوباما رهبر دنیا بشه، حداقل مزیتش برای بی تفاوتهایی مثل من اینه که اوضاع اقتصادی جهان بهتر می شه و خطر جنگ و خونریزی تازه (علیه ایران یا هرجای دیگه) به صفر می رسه.
شاید و شاید هم نه. اولا مک کین تیم اقتصادی قدری جمع کرده و بحرانی که شروع شده، ربطی به رییس جمهور آمریکا نداره. به قول جورج سورس، یه سوپرحبابی بوده که بیست و پنج سال باد شده بوده. نه مک کین می تونه معجزه کنه نه اوباما. “یه پارادایم تازه لازمه.”
در مورد جنگ هم فراموش نکنین رییس جمهور آمریکا فقط فرمان جنگ رو می ده. تصمیم جنگیدن رو لابی های سیاسی و تجاری مثل شرکتهای دفاعی و نفتی می گیرن.
ترسم اینه اوباما، خاتمی آمریکا بشه. رویا فروش و واقعیت گریز. شیرین زبون و دست بسته. محبوب مردم و مرعوب تشکیلات.
Miles Levin was determined to have his say in life, even with cancer ravaging his young body.
So when he died Sunday, six days before his 19th birthday, he had blogged a lifetime of thoughts and dreams, words that somehow pierced through cyberspace and moved tens of thousands of readers to respond.
He isn’t the only person to have written about a dying man’s journey, but his wit and wisdom and choice of words, captured the imagination of his readers.
His wisdom was sought by parents of dying children, those recovering from the brink of death, even ordinary people captivated by his enjoyment of life in the face of death.
I love life
On earth, among the pines and the fig trees
But I can’t reach it, so I took aim
With the last thing that belonged to me.
Mahmoud Darwish
Source: Freedom Next Time by John Pilger
این هفته تلویزیون بی بی سی به مناسبت یکصدمین سالگرد جنبش پیشاهنگی گزارشی نشون داد از اردوی هوادارهای جوان ولادیمیر پوتین.
اینا بخشی از سازمان “نشی” Nashi هستند که از دو سال پیش از ترس بروز انقلاب مخملی در روسیه تشکیل شد. اعضاش اکثرا نوجوون و جوونهایی از خانواده های فقیر هستند که پولی برای تفریح و سرگرمی ندارند.
نشی ها که زیر نظر کرملین اداره می شن، در کنار رقص و ورزش، یاد می گیرند که باید از کشورشون در مقابل غرب و عناصر داخلی اش دفاع کنند. مثلا توی ارودی پیشاهنگی این هفته، گری کاسپاروف، از مخالفهای پوتین، رو یه روسپی معرفی می کردند که یه روز تو بغل آمریکاست و روز دیگه، انگلیس.
امسال فعالیت میدانی نشی ها زیاد شده. مثلا بعد از اختلاف با استونی، اونا جلوی سفارت استونی تظاهرات کردند و سخنرانی سفیرش در یه سالن مسکو رو بهم زدند. همچنین نشی ها بعد از اخراج دیپلماتهاشون از بریتانیا، نمی ذاشتند سفیر انگلیس وارد سفارتخونه بشه.
بعضی از منتقدها می گن نشی ها از کرملین برای این کارها پول هم می گیرند، ولی خودشون می گن فقط از روی میهن پرستی این کار رو می کنن.