تهدید القاعده علیه ایران
کدام گزینه پاسخ مناسب به تهدید القاعده عراق علیه ایران است؟
الف: بخواب بینیم بابا!
ب: تنها کسی که به ما نریده بود، کلاغ ک*ن ندیده بود
پ: ثبات عراق= ثبات ایران
د: هر سه مورد
کدام گزینه پاسخ مناسب به تهدید القاعده عراق علیه ایران است؟
الف: بخواب بینیم بابا!
ب: تنها کسی که به ما نریده بود، کلاغ ک*ن ندیده بود
پ: ثبات عراق= ثبات ایران
د: هر سه مورد

این عکس ( که یکی از دوستان گرفته) تبلیغات ترحم انگیز لابی های اسراییلی توی واشنگتن رو نشون می ده.آدمهایی که سرنوشت دیگران دست شونه، چشم بسته می تونن درباره آینده اونا پیشگویی کنن، بی چون و چرا.
یعنی وقتی بپرسی چرا این بچه “تروریست” می شه، می گن آخه باباش تروریسته. می پرسی چرا باباش نرفته دکتر بشه و عوضش “تروریست” شده؟ می گن آخه صلح نمی خواد. می پرسی کی صلحشو بهم زده؟ اون وقت جواب درست و حسابی نمی دن.
هر بچه ای ممکنه آدمکش بشه و تربیت مهمترین تاثیر رو داره، ولی نادیده گرفتن نقش محیط ساده انگاریه. به لطف دوستان اسراییلی، این بچه محیطی نداره که دکتر بشه.
این روزها خبر به زندان افتادن اولین بلاگر انگلیس لای اخبار حملات تروریستی اینجا گم شد، هرچند به تروریسم مربوط می شد.
فلسیتی لود به جرم اذیت و آزار و بدنام کردن یکی از قربانیان بمبگذاری هفتم ژوئیه سال دو هزار و پنج، هفته پیش به شش ماه حبس محکوم شذ.
خانم لود متهم بود که نوشته ریچل نورث (فامیلی مستعار و صاحب عکس) با تشکیل گروهی از بازماندگان و خانواده های قربانیان و درخواست برای تحقیق مستقل در مورد اون حملات در واقع داره از کنار اون مرده ها، کاسبی می کنه.
استدلال خانم لود که یه پژوهشگر اهل آکسفورده، این بود که تحقیق مستقل در شرایطی که پلیس داره تحقیق می کنه، ناممکنه و حتی به حرف وزیر کشور وقت استناد کرده بود.
بنا به ادعای اون، خانم نورث با راه اندازی وبلاگ “ریچل اهل شمال لندن” فقط دنبال بازارگرمی برای فروش حق مصاحبه به رسانه ها و تبلیغ برای کتابیه که در مورد هفتم ژوئیه نوشته و همین روزها چاپ می شه. اما خانم نورث می گه اگه این تلاشهاش نبود، دولت حق این قربانی ها رو خورده بود. (این روزها در مورد ریشه های تروریسم و سایر بحثهای سیاسی هم می نویسه.)
خانم نورث قبلا گویا قربانی تجاوز جنسی شده بوده و با وجود انتشار تصاویرش، کسی قانونا اجازه نداشته نام واقعی شو منتشر کنه تا آبروی خانواده اش حفظ بشه. ولی خانم لود این نامردی رو می کنه و به گفته شاکی، شوک حملات رو براش تشدید می کنه.
تهدیدات خانم نورث بی اثر می مونه و کار به دادگاه کشیده می شه. خانم لود بازداشت و با قرار وثیقه آزاد می شه ولی دست از، به قول خودش، افشاگری و به قول خانم نورث، افترا زدن برنمی داره.
دادگاه بطور غیابی خانم لود رو محاکمه می کنه و خیلی از بلاگرها توی وبلاگهاشون اعلامیه تحت تعقیب بودنشو منتشر می کنن. بالاخره توی یکی از کافی نتهای شرق لندن، موقع آپ کردن بلاگش، بازداشت و بعد محاکمه می شه.
من یکی دو ساعت وبلاگ هر دو طرف رو خوندم و واقعا دشوار می تونم قضاوت کنم حق با کیه یا کی دعوا رو شروع کرده. زنجیره ای از اتهام و ضد اتهام ردیف شده و هر دو طرف، قد یک اروگاه نسبتا بزرگ، حامی دور خودشون جمع کردند، هرچند شمار طرفدارهای خانم نورث بیشتره.
پوشش رسانه ای هم آشکارا به نفع شاکیه، شاید به این خاطر که خودش ارتباطات خونده. البته محکوم هنوز مجال فرجامخواهی داره، ولی به نظرم محکومیتش با توجه به فضای جاری و فرا رسیدن سالگرد هفتم ژوئیه شکسته نمی شه.
بخش دیگه ای از حکم اینه که خانم لود بعد از آزادی هم حق نداره مستقیم یا غیر مستقیم درباره شاکی و سایر بازماندگان چیزی بنویسه یا باهاشون تماس بگیره.
تنها نکته جالب این بود که با وجود محکومیت خانم لود، هنوز وبلاگش سرجاشه. نه قوه قضاییه انگلیس فیلترش کرده و نه بلاگ اسپات زیرآبشو زده. شاید هم فعلا اینطوره!
خوشبختانه به نظر می رسه فرد بازداشت شده، از برادران عربه. بعضی ها می گن لبنانیه و بعضی های دیگه می گن اردنیه.
بهرحال ایرونی نیست. ولی برخی از خوانندگان این وبلاگ عصبانی شده بودند که چرا نوشتم طرف ایرونیه! خب اون موقع بی بی سی نوشته بود، ولی بعدا اصلاح کرد و از سرچ هم برداشت. عکس نتایج سرچ موجوده.
با این حال بعضی از دوستان هم شنیدند که اخبار شب بی بی سی گفته بوده طرف ایرونیه. حتی روزنامه سان هم امروز می گه ایرونیه. (ممنون از مک دوگل) یا جفت شون یه منبع سوراخ داشتند یا این که منبع سان هم بی بی سی بوده.
حاجی کنزینگتون، با وجود اصرار به مستندکاری، واکنش توفانی خوانندگان معترض رو بخاطر غیرتشون به نام ایران درک می کنه ولی توصیه می کنه این جمله انگلیسی ها رو هم گهگاه زمزمه کنید:
Don’t shoot the messenger
با این خشم سراغ اونایی برین که از اول گفتن ایرونیه و هنوزهم می گن!

دو نفر با یه ماشین شعله ور کوبیدند به در اصلی فرودگاه گلاسگو و مقامات می گن با توطئه بمبگذاری دیروز لندن مرتبطه.
البته باید اعتراف کنم من و مهمان حاجی یکی دو ساعت جلوتر به این نظریه توطئه رسیده بودیم که ماجرای کشف بمب لندن یه کم بوداره، البته بدون این که بخوایم زحمات سربازان گمنام خانوم ملکه رو به لجن بکشیم.
استدلال ما این بود که اگه خودمون تروریست بودیم، زمان و مکانی رو انتخاب می کردیم که بیشترین بازده (کشتار و ویرانی) رو داشته باشه.
بمبها نیمه شب پنج شنبه کار گذاشته شده بود ولی اکثر لندنی ها جمعه شبها می رن نایت کلابهای محله وست اند (و جاهای دیگه). بعد مگه می شه با چهارتا کپسول و شصت لیتر بنزین یه نایت کلاب رو از کنار خیابون داغون کرد؟ چرا تروریستها یه روز صبر نکردند تا روز رژه همجنسگراها بمب بذارن و پیام قوی تری بفرستند؟
البته ما زیر بارون شدید و در انتظار رژه به این چیزها فکر می کردیم و مسلما مخمون نم کشیده بود. حالا هم که ماجرای گلاسگو نشون میده بعضی ها از روز اول برای دولت گوردون براون نقشه کشیده اند. البته شاید هم مخ تروریستها نم کشیده باشه!
زنی توی یه کافه در قلب لندن تگری می زنه، یه آمبولانس برای مداواش می آد، راننده آمبولانس متوجه یه مرسدس نقره ای مشکوک می شه، پلیس بادست بمب توی مرسدس رو خنثی می کنه و از یه “کشتار بزرگ” پیشگیری می کنه، آبروی ما مسلمونای میانه رو کمتر می ره.
(رادیو و تلویزیون اینجا دارند از صبح گزارشهای زنده از کشف بمب می دند ولی تا حالا بیشتر از این دو خط اطلاعاتی به مردم ندادند. من جای بن لادن بودم از این همه پوشش رسانه ای برای یه بمب منفجر نشده، خرکیف می شدم.)
“آدمها وقتی مسن تر می شن، تندروتر می شن: دستکم بعضی هاشون. من الان شصت و چهار سالمه و می خوام با معضلات گنده و زشت مثل جنگهای نامنصفانه، قاچاق جنسی زنها و نقض حقوق بشر در دستگاه قضایی آمریکا مبارزه کنم.”
این بخشی از مقاله آنیتا رادیک، بنیانگذار فروشگاه های لوازم آرایش بادی شاپ در نیوزویکه. خانم رادیک نوشته وقتی به جنگ عراق اعتراض کرده، یه روزنامه آمریکایی خواستار تحریم بادی شاپ شده و اون دیده بهتره قید بیزنس رو بزنه و یه فعال تمام وقت بشه.
خانم رادیک با بخشی از پول دویست و پنجاه میلیون دلاری فروش بادی شاپ یه بنیاد خیریه راه انداخته و فعلا مهمترین هدفش، تلاش برای آزادی دو عضو دربند حزب پلنگ سیاه است که به گفته او، سی و پنج سال در زندانهای آمریکا در انفرادی هستند.
خیلی عاقلانه است که مقتدی صدر گفته مقصر اصلی انفجارهای تازه حرم عسگری، نیروهای اشغالگرند. بهرحال اگه جنگ نمی شد، گنبد و مناره سرپا می موندن و هزاران عراقی.
این حرف صدر به اختلافهای فرقه ای دامن نمی زنه ولی حتی اگه آمریکایی ها برن خونه شون، اختلافهای چند صد ساله شیعه و سنی پابرجا می مونه.
مساله اینه که القاعده نمی تونه این همه نیرو رو وارد بکنه، خیلی ها بومی هایی هستند که در بهترین حالت، مخشون وایتکس خورده. تکلیف ما با این جماعت چیه؟
من که بعید می دونم راه اومدن با اینا، به قول ممد، فاز بده!