آرمان در خدمت خفقان
وقتی محمود احمدی نژاد می گه قطار اتمی نه فرمون داره و نه ترمز، می شه حرفشو نشنیده گرفت و پای لجبازی و یه دندگی گذاشت، ولی وقتی می گه احدی در ایران حق نداره حتی برای یه ثانیه بگه تعلیق، باید ترسید.
باید ترسید از تکامل یه رییس جمهور منتخب مردم به دیکتاتور. باید ترسید از قداست بخشیدن به خفقان تحت عنوان اشاعه آرمانی ملی گرایانه.
مساله غنی کردن و غنی نکردن نیست. مساله سرکوب حق مسلم آزادی بیان و مباحثه است.
در بحبوحه جنگ تحمیلی، آیت الله خمینی به ملت نگفت احدی حق نداره برای یه ثانیه بگه صلح و سازش، چون مطمئن بود همه قبول دارند که بیرون انداختن دشمن آرمان شرافتمندیه، ولی درباره راهش می شه بحث کرد.
اتمی کردن ایران هم می تونه افتخارآفرین باشه، ولی تصمیم ساز مملکت، اون هم مملکتی که دینش به شورا خیلی تاکید کرده، باید ببینه خلق الله چی می گن و چی می خوان.
آقای احمدی نژاد، حتی اگه صد در صد ایرانی ها در مورد ادامه غنی سازی به اجماع نظر برسند (روندی که مستلزم آزادی بیان برای همه است)، باز باید مردم حق تغییر، و ابراز، نظر داشته باشند.
برادر، مملکت رو نمی شه بهمون شیوه پادگان اداره کرد، مگر این که کل مملکت رو پادگان کنی.

Comments(9)
علی لاریجانی و خاویر سولانا 
شاید این روزها دونستن حق مردم نباشه، ولی چون “انرژی هسته ای حق مسلم ماست”، پس ما حق داریم بدونیم محمود احمدی نژاد می خواسته موقع رای گیری قطعنامه تازه چی بگه.
با یه نگاه به
هیجان انگیزترین جنبه شارلاتانیسم ما خبرنگارها اینه که معمولا شرط رو نادیده می گیریم و به تهدید می چسبیم