سالی که نکوست
سال ۲۰۰۷ واسه من شروعی رنگارنگ و شورانگیز داشت:
برق طلایی پولکهای یه مسافر مترو که از گردن تا یه وجب بالای زانوشو پوشونده بود،
تاجی از گل و بوته روی سر زنی که خیال می کرد شب ژانویه قهرمان المپیک شده،
بطریهای آب شنگولی که یا نصفه بود یا سربسته و تحفه واسه صاب پارتی،
تقاضای پسری مست از یه دختر غریبه مست تر واسه یه دهن آواز و جواب بااشتیاق دخترک: کدوم آهنگو بخونم؟،
خورشت لذیذ گوشت و قارچ یه سیاحت نامه نویس روزنامه گاردین که می گفت موقع نوشتن نقد آشپزهای حرفه ای، تسلیم رودربایستی نمی شه،
دلشوره های یه پسر کلمبیایی که همیشه موقع تحویل سال نمی دونه سال نو چی تو کاسه اش می ذاره،
ماری جوانا کشیدن یه سنی لبنانی ماست بند (خودش به فارسی می گفت دوغ) که چشم دیدن دار و دسته مقتدی صدر رو نداره ولی قربون صدقه حزب الله می ره،
آتیش بازی سحرانگیز بالای چرخ فلک بزرگ لندن و نم نم بارون،
فشار خردکننده ولی منظم جماعت در حال بازگشت بعد از آتیش بازی،
کیسه سفید روی پای یه دختر چشم بادومی خواب آلود که فقط نصف استفراغشو جا می داد.
امیدوارم سال نو میلادی شما هم توپ توپ شروع شده باشه!



Comments(11)
واسه من باشکوه ترین و لذت بخش ترین روز در تقویم بریتانیایی ها، روزیه که بهش می گن Boxing Day.
(2 votes, average: 4 out of 5)
امروز