بوی عید
با این که چند روزه بهار با کم محلی به تقویمهای ایرونی و فرنگی، سرشو انداخته پایین و اومده لندن، ولی من تازه چهارشنبه اولین بوی عید رو شنفدم.
تاحالا سابقه نداشته انقده زود. سه هفته قبل از سال تحویل!
بوی عید واسه هر کدوم از ما متفاوته و دماغ پروری اش بستگی به خاطراتمون از روزهای قبل عید داره. بعضی هامون هم انقده هشت مون گروی نه مونه که تنها بویی که نمی شنفیم، بوی عیده. امیدوارم این عید مشکل همه تون حل شه.
من هم باید بگردم ابوی گرامی رو گیر بیارم و عرض ادبی کنم تا عیدی قلمبه ای کنار بذاره. آخه همیشه این موقع “بودجه” رو می نویسه و هرچی بیشتر زور بزنی، پاکت قطورتری می گیری. سخته ولی های می چسبه.
به قول ما حاجی بازاریها، عید بی عیدی، فقط واسه شاعرها برکت داره.
عکس: وبلاگ رضا مسعودی



Comments(3)
روزنامه
شنبه
امسال اینجا واسه
یه زن بیمار انگلیسی می خواد 
اول لطف خدا بود و دوم پشتکار سربازان گمنام عمه جان الیزابت که باز توطئه تروریستهای پاکستانی