Archive for the 'Arts' Category

بزرگترین توده برهنه

tunic.jpg

اسپنسر تونیک، عکاس آمریکایی مشهور بخاطر عکسهای دستجمعی از برهنگان، تازه ترین اثرش رو با بیش از هجده هزار مرد و زن عریان در پایتخت مکزیک آفریده.

آقای تونیک می گه برای کسب مجوز از مقامات مکزیک، یکی از کاتولیک ترین کشورهای جهان، پنج سال این در و اون در زده، ولی جالبه که مکزیکی ها، از گروه های سنی و طبقات اجتماعی مختلف، با علاقه زیاد در این برنامه شرکت کردند. (عکسهاش و اینجا)

این عکاس می گه می خواسته ببینه یه جامعه آزاد مثل مکزیک، چطور تن برهنه رو هنر تلقی می کنه.

یه شرکت کننده گفته: “مساله مهم، تن من یا دیگری نیست، بلکه شرکت در کاری به عنوان اعضای یه جامعه است.”



link Email Print | add to Del.icio.us add to OYAX add to Balatarin * Comments(15) | Tag: Arts, Farsi, Photo
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 4.5 out of 5)
Loading ... Loading ...

آسیب پذیر مقابل کاریکاتور

blair1.jpgماجرای کاریکاتور دانشگاه امیرکبیر (حالا می خواهد کار هر کی باشه) یه بار دیگه نشون می ده چقدر ما خاورمیانه ایها مقابل نیش کاریکاتور شدیدا آسیب پذیریم و چقدر واکنش نامتناسبی نشون می دیم.

روزنامه های انگلیس دهها بار کاریکاتور تونی بلر رو در مقام سگ دست آموز جورج بوش چاپ کردند، ولی طرفدارهای حزب کارگر هیچ وقت به خیابون نریختند یا روزنامه ای رو آتیش نزدند.

توهین، هیچ جا قابل قبول و دفاع نیست، ولی مخصوصا ماجرای کاریکاتورهای پیامبر به ادعای بعضی ها قوت داد که می گن ما خاورمیانه ایها قدرت پایینی واسه درک مفاهیم انتزاعی داریم و فکر می کنیم اگه بلر توی یه کاریکاتور به شکل سگ ترسیم شد، پس واقعا سگ شده.

البته غربیها هم مقابل کاریکاتور آسیب پذیرتر از حالا بودند، بخصوص طبقه حاکم، ولی حکومت قانون از یه طرف و آزادی بیان و مطبوعات از طرف دیگه بهشون یاد داد که کاریکاتور واسه جرقه انداختن توی کله مخاطبه، نه توی دفتر نشریه.

شاید بدونین که وقتی ناپلئون در سال هزار هفتصد و نود و نه به قدرت رسید، دستور توقیف کلیه نشریات طنز پاریس رو داد و به رییس پلیس، ژوزف فوشه، گفت هر کاریکاتوریستی رو که قیافه ناپلئون رو به تمسخر می کشه، گوشمالی بده.

موقع مذاکره بر سر معاهده “انین” با انگلیس هم تلاش کرد یه بندی رو بگنجونه که همه کاریکاتوریستهای انگلیسی رو که تصویرشو می کشیدند، همردیف قاتلها می دونست و خواستار استردادشون می شد. خوشبختانه برادران انگلیسی زیربار نرفتند.



link Email Print | add to Del.icio.us add to OYAX add to Balatarin * Comments(8) | Tag: Arts, Farsi, Freedom of Speech
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5 out of 5)
Loading ... Loading ...

مرگ مرد بی کشور

 

 

 

 

vonegut.jpg“اگر خدای نکرده روزی من مردم، روی سنگ قبرم این را بنویسید: تنها برهانی که برای وجود خدا نیاز داشت، موسیقی بود.”

امروز دیدم کرت ونیگات، نویسنده آمریکایی آثاری مثل “گهواره گربه” و “سلاخ خانه شماره پنج”، در هشتاد و چهار سالگی مرده.

من تازه چند ماهی بود که با کتابهاش آشنا شده بودم و جمله اول رو هم از کتاب جدیدش “مرد بی کشور” انتخاب کردم. می گن ویژگی اصلی این رمان نویس، نوشته های علمی تخیلی و طنز آلودش بوده.

البته بیشترین شهرتش بخاطر کتاب “سلاخ خانه” است که شرح حال بمباران وحشیانه شهر “درزدن” آلمانه، ماجرایی که فاتحان جنگ جهانی دوم، مثل بمبارانهای اتمی ژاپن، بی شرمانه پنهان یا توجیه می کنند.

اتفاقا ونیگات این سالها به منتقد سرسخت جورج بوش تبدیل شده بود و می گفت: “بزرگترین خیانت در آمریکا این است که بگویید کسی آمریکایی ها را دوست ندارد، صرف نظر از این که کجا هستند و آنجا چکار می کنند.”



link Email Print | add to Del.icio.us add to OYAX add to Balatarin * Comments(2) | Tag: Arts, Farsi, War
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 5 out of 5)
Loading ... Loading ...

عربده کشی ما فرهنگ خواران

persia.jpgما ایرونی ها تا وقتی که بر خلاف آباء و اجدادمون صرفا مصرف کننده فرهنگیم، نه تولید کننده، چاره ای نداریم جز این که سر فیلم سیصد توسری خور باشیم و واسه درخواست لوگوی نوروزی گوگل یا نوبل ادبیات، دریوزه.

یکی از محصولات فرهنگی اجدادمون شطرنجه و همه اولین درس شو از بریم: بهترین دفاع، حمله است.

واسه حمله (افزایش سهم ایران در فرهنگ معاصر جهان) نمی تونیم روی ایرونی های داخل حساب کنیم، چون چارچنگولی مشغول دفاع از چیزهای واجب ترند: آزادی بیان، حقوق زنان و سد سیوند.

پس می مونیم ما دو سه میلیون ایرونی “اون ور آب”. اگه از این جمع “وطن دوست و فرهنگ پرور”، صد هزار نفر روزی بیست و هفت سنت، آره فقط بیست و هفت سنت، بریزن توی قلک، آخر سال یه صندوق ده میلیون دلاری خواهیم داشت.

با این پول می تونیم یه کارهای موثری بکنیم: هزینه تحصیل ایرونی های بااستعداد رو بدیم، به هنرمندهای توانا سفارش کار بدیم، واسه شون نمایشگاه بذاریم، آثار تاریخی مونو از زیر چکش حراج نجات بدیم و…

فقط لازمه چهار پنج تا آدم فرهنگ دوست و معتمد مدیر صندوق بشن که می تونه کاملا انتفاعی و سودده باشه.

ما ایرونی های مقیم خارج اکثرا دو دسته ایم: یا خلاقیت داریم یا پول. دسته دوم می تونن با پولشون زیر پروبال آدمهای خلاق کشورمونو بگیرن.

وگرنه فقط دو راه داریم: یا عربده بکشیم و شیطنت اینترنتی بکنیم تا مردم دنیا از روی ترس و به پاس “امپراتوری فراموش شده” بهمون احترام بذارن، یا مثل دوستانمون از موزه لوور اعتبار فرهنگی ملل دیگه رو بخریم.



link Email Print | add to Del.icio.us add to OYAX add to Balatarin * Comments(10) | Tag: Arts, Farsi, Iran
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (2 votes, average: 4 out of 5)
Loading ... Loading ...

هویت عکس

molotov2.jpgمجله هارپر یه مناظره زده بین یه دزد و یه مال باخته ادبی.

دزد، جوی گارنت، نقاش ساکن نیویورکه که یه مجموعه به نام شورش با الهام از عکس آدمهایی کشیده که یه جوری ترمز بریدن.

نگین مجموعه اش، مرد مولوتوفی نام داره ولی وقتی ژانویه ۲۰۰۴ این اثر رو به نمایش می ذاره، یه نامه می گیره از وکیل سوزان میسلاس، عکاس خبرنگار مگنوم .

خانم گارنت جواب می ده که حاضره زیر تابلوش بنویسه از کدوم عکاس الهام گرفته ولی حاضر نیست، مطابق درخواست وکیل، واسه هر نمایشگاه، مجوز کتبی از عکاس بگیره.

بعد این نقاش این سوالاتو مطرح می کنه: آیا مولف عکسی مستند که رسالتش ارایه مدرکی از تحولات اجتماعی و تاریخی است، این حق را دارد که همیشه محتوای این مستند را کنترل کند؟ و چه کسی مالک حق مبارزه این مرد است؟

خانم میسلاس هیچ جوابی به اینا نمی ده، حتی در مورد درخواست دو هزار دلاری وکیلش، در عوض بحثش اینه که هیچ کسی نمی تونه هنر رو کنترل کنه، اما او به عنوان عکاس وظیفه خودش می دونه از فردیت سوژه هاش حفاظت کنه.

به عبارت دیگه، “عمل جوی گارنت برای کانتکست زدایی از یک عکس به عنوان نقاش دقیقا ضد امید من در مقام عکاس برای کانتکست بخشیدن به عکس است.”

meiselas2.jpgبعد توضیح می ده که تابلوی خانم گارنت، بخشی از عکس یک چریک ساندنیسته که شانزدهم ژوییه ۱۹۷۹ یعنی اوج مبارزه ساندنتیستهای نیکاراگوئه با خانواده سوموزا، داره یه کوکتل مولوتوف به یه پادگان دشمن پرت می کنه و اصلا جنگه نه شورش.

طی این سالها این عکس خانم میسلاس واسه مبارزان نیکاراگوئه یه آیکون شده. اون حتی سال ۱۹۹۹ می ره این چریک رو گیره می آره و می فهمه اسمش پابلو آروازه که چریکها بارئتا صداش می کردن.

عکاس آخر مناظره می گه: “اگر تاریخ علیه کانتکست می جنگد، ما هنرمندان باید بیشتر بکوشیم تا کانتکست را اعاده کنیم.”

مسلما این عکاس بیراه نمی گه. من وقتی داستان عکسشو فهمیدم خیلی بیشتر باهاش حال کردم. درست مثل وقتی که فیلم تازه کلینت ایست وود درباره یه عکس تاریخی از جنگ آمریکایی ها با ژاپنی ها رو دیدم.

همیشه دونستن جزییات یه اثر، تجربه دیدنشو واسه ام شخصی تر می کنه و آسون تر می تونم تصمیم بگیرم که باهاش هستم یا نه.



link Email Print | add to Del.icio.us add to OYAX add to Balatarin * Comments(2) | Tag: Arts, Farsi
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (3 votes, average: 2.67 out of 5)
Loading ... Loading ...

Page 2 of 2«12