اختتامیه المپیک هم مثل افتتاحیه اش دیدنی بود، به جز اون بخش تحویل گرفتن پرچم توسط انگلیسی ها که آدمو یاد جمله معروف مامورهای متروی لندن می انداخت: “مایند د گپ.”
از همون صحنه اول که شهردار پکن و لندن به سمت سکوی وسط ورزشگاه حرکت کردند، تفاوتها روشن شد. بوریس جانسون پله ها رو دوتا یکی بالا می رفت و بعد نمی دونست با دستهاش چکار کنه. آخر سر هم، بر خلاف همه، چپوند توی جیبش.
تضاد جانسون چاق و شهردار خوش اندام پکن منو شدیدا نگران کرده این انگلیسها از کجا می خوان، مثل چینی ها، دو سه هزار تا دختر خوش قیافه و هم قد و قواره گیر بیارند که شکم یا باسنشون آفساید نیست.
ایده اتوبوس دو طبقه خوب بود ولی بد اجرا شد. اتوبوسه جز رنگ و ارتفاع شباهتی با اتوبوسهای لندن نداشت. باید از یکی از اون اتوبوسهای کلاسیک دوطبقه، روت مستر، استفاده می کردند که با یه نگاه می شه گفت مال لندنه. احتمالا پول نداشتند بکشند ببرند تا پکن. راستی دقت کردید چرخ عقب اتوبوسه، قالپاق نداشت؟
از همین حالا برگزار کنندگان المپیک لندن می گن “المپیک ما مثل پکن پرزرق و برق نخواهد بود، ولی حال و هوای پارتی خواهد داشت.” مفهومش: شهر واسه دو هفته پاتوق خرمستها و لاشی های دنیا می شه.
برای همین، چون چهار سال دیگه نه امیدی به افتخارآفرینی تیم ایران هست و نه افتخارآفرینی انگلیسها برام غرورآفرینه، از حالا خونه مو برای بازیهای لندن کرایه می دم.