هری پاتر در آکسفورد استریت

جمعه هفت ساعت توی یکی از کتابفروشیهای آکسفورد استریت انتظار کشیدم تا لحظه پخش کتاب هفتم هری پاتر در نیمه شب برسه.
البته شاید تعجب کنین که تا حالا نه یه خط از کتابهاشو خوندم و نه یه دقیقه از فیلمهاشو دیدم. فقط می خواستم بخشی از اون لحظه تاریخی باشم که به ادعای نویسنده اش دیگه تکرار نمی شه. مهمون حاجی رو هم پابه پای خودم نگه داشتم. (البته من در اون فاصله کتاب “بازار بمب اتمی” رو خوندم و نصفی از گزارش ویژه اکونومیست درباره ایران.)
انصافا هوادارهای هری پاتر کلی شنگول بودند. کتابفروشی “بوردرز” یه دسته موزیک آورده بود که بیشتر جاز می زد. چندتا از نوجوونا خودشونو به شکل و شمایل کاراکترهای فیلمهای پاتر درآورده بودند. کتابفروشها هم کلاه سیاهرنگ جادوگری داشتند. کارکنان استارباکس بوردرز هم که استثنا تا یک صبح کار می کردند، صورتشونو رنگ آمیزی کرده بودند. بعضی از مشتریهای منتظر هم روی صورتشون به انگلیسی نوشته بودند: اچ پی سون (هری پاتر هفت).
روی یه دیوار کتابفروشی توماری زده بودند تا مردم سرنوشت قصه رو پیش بینی کنند (به نزدیکترین پیش بینی جایزه می دن). اکثرا نوشته بودند هری پاتر کشته می شه. طبقه بالای کتابفروشی هم فیلمهای پاتر رو نمایش می دادن.
همه اینا حال و هوای داخل فروشگاه بود. اما بیرون کتابفروشی تا خود ایستگاه آکسفورد، حدود هزار نفر صف کشیده بودند که مطمئنم زودتر از سه صبح به آرزوشون نرسیدند.
ولی بودند آدمهایی که متوجه “جادویی بودن” اون لحظات نبودند. یه دختری از من پرسید این صف چیه؟ من با حیرت گفتم شوخی می کنی!؟ تازه وقتی گفتم صف چیه، برای حفظ ظاهر گفت: حدس می زدم.



Comments(9)
وقتی واسه چهارشنبه سوری به در و دیوار خونه مردم نارنجک می کوبیدیم ولی بجای انفجار، فقط دود ازش بلند می شد، اصطلاحا می گفتیم چسیده. شده ماجرای پخش تلویزیونی اعترافات.
بعد از جکی اسمیت، وزیر کشور، چند وزیر دولت بریتانیا اعتراف کرده اند که در جوونی
(2 votes, average: 4.5 out of 5)
این تیتر چندتا از روزنامه های امروز اینجا بعد از افشای 

بیچاره پسر بن لادن می خواد یه زن انگلیسی بگیره ولی رسانه های اینجا 