گزارش تصویری رژه همجنسگرایان لندن

رژه با حضور دهها هزار نفر از برادران و خواهران گئی، لزبین و ترنس، با شکوه تمام در خیابانهای مرکزی لندن برگزار شد، هرچند بخاطر بارون شدید شروعش بیست دقیقه تاخیر داشت. Read more »

رژه با حضور دهها هزار نفر از برادران و خواهران گئی، لزبین و ترنس، با شکوه تمام در خیابانهای مرکزی لندن برگزار شد، هرچند بخاطر بارون شدید شروعش بیست دقیقه تاخیر داشت. Read more »
دو نفر با یه ماشین شعله ور کوبیدند به در اصلی فرودگاه گلاسگو و مقامات می گن با توطئه بمبگذاری دیروز لندن مرتبطه.
البته باید اعتراف کنم من و مهمان حاجی یکی دو ساعت جلوتر به این نظریه توطئه رسیده بودیم که ماجرای کشف بمب لندن یه کم بوداره، البته بدون این که بخوایم زحمات سربازان گمنام خانوم ملکه رو به لجن بکشیم.
استدلال ما این بود که اگه خودمون تروریست بودیم، زمان و مکانی رو انتخاب می کردیم که بیشترین بازده (کشتار و ویرانی) رو داشته باشه.
بمبها نیمه شب پنج شنبه کار گذاشته شده بود ولی اکثر لندنی ها جمعه شبها می رن نایت کلابهای محله وست اند (و جاهای دیگه). بعد مگه می شه با چهارتا کپسول و شصت لیتر بنزین یه نایت کلاب رو از کنار خیابون داغون کرد؟ چرا تروریستها یه روز صبر نکردند تا روز رژه همجنسگراها بمب بذارن و پیام قوی تری بفرستند؟
البته ما زیر بارون شدید و در انتظار رژه به این چیزها فکر می کردیم و مسلما مخمون نم کشیده بود. حالا هم که ماجرای گلاسگو نشون میده بعضی ها از روز اول برای دولت گوردون براون نقشه کشیده اند. البته شاید هم مخ تروریستها نم کشیده باشه!

چند روزه آب و هوای لندن قمر در عقرب شده. یهو بارونی می شه، یهو آفتابی.
عصری از پشت پنجره دیدم هوا نیمه ابریه ولی آفتاب ملسی نوک درختها رو طلایی کرده. باورتون می شه این عکس بعد از ساعت نه “شب” گرفته شده!؟
امیدوارم امروز هوا خوب باشه چون رژه همجنسگراهای لندنه و حاجی و مهمون حاجی می خوان برن تماشا. دعا کنین سالم برگردیم.
زنی توی یه کافه در قلب لندن تگری می زنه، یه آمبولانس برای مداواش می آد، راننده آمبولانس متوجه یه مرسدس نقره ای مشکوک می شه، پلیس بادست بمب توی مرسدس رو خنثی می کنه و از یه “کشتار بزرگ” پیشگیری می کنه، آبروی ما مسلمونای میانه رو کمتر می ره.
(رادیو و تلویزیون اینجا دارند از صبح گزارشهای زنده از کشف بمب می دند ولی تا حالا بیشتر از این دو خط اطلاعاتی به مردم ندادند. من جای بن لادن بودم از این همه پوشش رسانه ای برای یه بمب منفجر نشده، خرکیف می شدم.)
چرا وبلاگ نویسها و روزنامه نگارها بخاطر یه نوشته به اقدام علیه امنیت ملی محکوم می شن ولی مجلس به محمود احمدی نژاد بخاطر گرا دادن به آمریکا هیچی نمی گه؟
دو روز بعد از بی تدبیری رییس دولت که نشون داد روابط عمومی توی ایران یعنی کشک، حالا آمریکایی ها به فکر اعمال فشار به واردات بنزین افتاده اند.
اونا می دونن هیچ کسی برای آزادیخواهی و دموکراسی به خیابونهای ایران نمی ریزه، ولی مردم برای بنزین، مملکت رو آتیش می زنن. حامیان رییس جمهور چرا چیزی نمی گن؟

گزارشهای خبری از آمریکا نشان میدهد که مردم آمریکا هم مثل مردم ایران دوست دارند از یک دو شب قبل در صف بخوابند و انتظار بکشند. انتظار برای خریدن تلفن همراه آی فون که از فردا وارد بازار میشه. حالا چند لیتر بنزین واجب تره یا گوشی تلفن همراه…!!؟؟ این نشان دهنده این هست که مشکل شعوری در جاهای دیگه دنیا هم هست. البته عکسها نشان میده که آمریکایی ها کمی مرتب تر صف کشیدن. شاید دلیلش این باشه که از یک ماه قبل اعلام کردند نه چند ساعت قبل.
نویسنده: مهمان حاجی
آخرین حضور تونی بلر در مقام نخست وزیر در مجلس عوام خیلی صمیمی بود و قدرت پارلمان رو نشون داد.
بلر گفت توی این ده سال که خودش در عین حال نماینده مجلس هم بوده، هرگز ترسش از پارلمان نریخته و همین ترس باعث شده برای نمایندگان احترام قائل باشه.
دیوید کامرون رهبر حزب رقیب (محافظه کار) دستاورد بلر در هدایت حزب کارگر و خدمت به مردم رو ستود و در آخر برنامه هم به نماینده های حزبش علامت داد که بایستند و برای بلر دست بزنند، اقدامی کم نظیر در پارلمان انگلیس.
جالبترین بخش آخرین روز بلر در مقام سیاستمدار زمانی رقم خورد که رفت حوزه انتخابی اش تا از نمایندگی هم استعفا کنه.
بعد از این که با قطار عادی رسید، خبری از هیات استقبال نبود و آخر سر وقتی خبر دادند که یه ماشین اومده بلر و همسرش رو ببره، بلر ناخودآگاه به طرف یه بی ام و شیک پارک شده رفت، ولی همراهان گفتند که ماشینش یه واکسهاله (پراید اینجا).

طفلی این جوون از گرفتن دو لیتر بنزین انقده خوشحاله که انگار دوتا جام جهانی رو بالای سر برده. ای ول آقای احمدی نژاد که انقدر رویاهای مردمو خوار کردی.