ملوانان خاطره فروش
وزارت دفاع بریتانیا به ملوانها اجازه داده خاطراتشونو به رسانه ها بفروشن و همین واکنشهای مختلفی براه انداخته.
موافقها می گن اگه قراره یکی از اعضای خانواده ملوانها بره شنیده هاشو بفروشه، چه بهتر که این پول نصیب این درد کشیده ها بشه و مردم هم کل حقیقت رو بدونن.
مخالفها می گن این خطر هست که مردم از این سربازهای سوداگر دلسرد شن. البته حق هم دارند، چون بازار خاطره نویسی اینجا بشدت خرابه و مردم واسه یه مشت دلار به دروغ می گن بچه که بودند، قربانی خشونت جنسی یه کشیش شدند.
ولی من فکر می کنم خیرش بیشتره، چون پونزده ملوانی که سیزده روز، به قول خودشون، انفرادی بودند، حرف رسانه پسند زیادی ندارند، مگه این که نعناع داغشو زیاد کنن. اون وقت می شه بهتر فهمید کی راست می گه.
آپ دیت: فی ترنی، ملوان زن، با روزنامه سان حرف زده و گفته ایرونی ها از من می پرسیدند سایزت چیه، می خوایم برات تابوت بسازیم. “صدای بریدن تخته و کوبیدن میخ از بیرون سلول می آمد.”



Comments(8)
(2 votes, average: 4.5 out of 5)
احمدی نژاد گفته بود آزادی ملوانها، هدیه است، ولی
به 

ملوانها 
بلاگرهای حزب اللهی، به جز یکی دو نفر، سر ماجرای ملوانها چیزی ننوشتند، چون بر خلاف بقیه بلاگرها حق تجمع آزاد دارند و می تونند جلوی سفارت انگلیس اظهار نظر کنند.
واکنش، یا بهتر بگم عدم واکنش، مردم انگلیس به ماجرای ملوانها برام جالبه.