نجات میراث فرهنگی بریتانیا
“چهل و هفت روز مانده.”
این عبارت مهری بود که با مرکب قرمز کوبیده بودند روی یه پاکت به نشونی حجره حاجی کنزینگتون. خاطر جمع بودم از اداره مالیات نیست، چون امروز آخرین مهلت ارسال اظهارنامه است.
دیدم زیر مهر این جمله هوار می کشید: “به ما کمک کنید تا تابلوی (کوه) ریجی آبی اثر ترنر را برای ملت نجات دهیم.”
توی پاکت، همراه کارت پستالی از اثر، هیات امنای “صندوق هنر” ملتمسانه نوشته بودند: یه مجموعه دار، تابلو رو نزدیک 11 میلیون دلار از حراجی خریده و می خواد از کشور خارج کنه و ما فقط تا 20 مارس ملهت داریم که همین قدر پول جمع کنیم و جلوشو بگیریم.
اونا پیشنهاد کرده بودند چون جوزف ترنر این تابلو رو سال 1842 معادل 160 دلار فروخته، شما هم 160 دلار بدین در راه خدا (کمتر از این رقم سمبلیک هم ایراد نداره).
اول هاج و واج بودم که نجات میراث فرهنگی بریتانیا، چه دخلی به حاجی کنزینگتون ایرونی داره.
تیز چروکته انداختم با 160 دلار چی ها می شه خرید: دوتا بلیت فوتبال، چهار پرس استیک، سیزده پرس کوبیده، سی و پنج لیوان قهوه استارباکس و بلیت رفت و برگشت به پاریس (ایزی جت).
سه سوته به حاجی جبار بازیم نقاب استعمار ستیزی زدم.
یادم اومد اوایل ژانویه نمایشگاهی توی موزه بریتانیا دیده بودم از آثار مقدس جزیره نشینهای اقیانوس آرام. بعضی از این آثار چپاول شده انقدر مقدسه که بدبختها هر سال این همه راه می آن لندن، زیارت.
“چه دلیلی داره من موزه این بی دینها رو رنگین کنم؟”
ولی هرچی به اثر آبرنگ استاد ترنر خیره می شدم، “سرمایه داری خودخواهانه” ذوب می شد. دیدم موزه از معدود جاهاییه که اختلاف طبقاتی رو از بین می بره تا آسمون جل و مایه دار بتونن، بسته به درکشون، از هنر لذت ببرن.
یکی می آد یازده میلیون دلار می ده و یه تابلو رو به نیت پز و سودجویی می خره. درست مثل خریدن یه جت شخصی یا ملک.
هزاران نفر هم می آن 160 دلار می دن و یه شاهکار رو دارایی عمومی می کنن. اینجوری هنر، مردم سالار می شه؛ سهامی عام می شه.
شما بودین، این کار رو می کردین؟


بهمن 11م, 1385 | 07:21
عمراً! تو مملکت ما مردم هنوز اینقدرا سیر نشدن که دلمشغولیمون بخواد صرف آثار هنریمون بشه
بهمن 11م, 1385 | 07:33
تا وقتی که پولدارهای افسانه ای به راحتی می تونن آثار ملی رو بخرن و از موزه ها به کلکسیون های شخصی شون ببرن و تا وقتی موزه ها بعضی از آثارشون رو به حراج می ذارنه واسه اینکه تعداد آدمهایی که سرگرمی شون بازدید از موزه هاست خیلی کمه، من یکی وقتی پولی را برای خروج قانونی یه اثر از کشور، حتی اگه بلاد کفر باشه می دادم که مطمئن بشم تاثیری رو کل فرآیند می ذاره، فرآیندی که با سرمایه می شه تمدن یه مملکت رو هزار تیکه کرد
بهمن 11م, 1385 | 10:16
Na baba, bikhial shu!
بهمن 11م, 1385 | 12:53
یک قران به بریتانیا کمک کردن برابر است با خون مصدق را ریختن! ابدا این کار رو نکن.
بهمن 11م, 1385 | 13:04
سلام . چقدر قشنگ دل مشغولی تان را نوشته اید.
حتما می دانید که موزه ی بریتانیا پر است از آثار تاریخی دزدیده شده از ایران و مصر و جاهای دیگر. با این حال همان طور که گفته اید هنر دوستی این دزدها آدم را تحت تأثیر قرار می دهد جوری که بعید نبود اگر من جای شما می بودم آن 160 دلار را می سلفیدم! ه
بهمن 11م, 1385 | 16:31
به عنوان يك ايراني مسلما نه ولي به عنوان يك بريتيش مسلما بله! البته بسته به درآمد ماهانه ام هم داره ؛)