سلام
زیاد میآم اینجا ولی تا حالا پیش نیومده بود کامنت بذارم.
فکر می کنم از همین الآنم تو شرایط جنگی هستیم .تمام مسیرهای تسویه ارزی که محدود شده .صادرات نفتمونم که فقط خدا به دادش برسه.ولی چیزی که بیشتر از همه منو می ترسونه این آرامش نسبی فعلیه.بد جوری شبیه آرامش قبل از طوفانه.
سلام همشهری عزیزم!
خب بسیج یه راه حل دموکراتیکه بعد از اینکه موجسواری یاد گرفتیم…اما انگلیس هیچوقت از این کارها نمیکنه… این روشها مال جان سومیهاست…بوش هم از همون تباره و نمیدونم چه جوری گذارش به کاخ سفید افتاده…غلط نکنم باز هم کار کار انگلیسه… واسه رد گم کردن…حرف مفت بهترین مسکن و داروی فراموشیه برای ترکتازی استعمار… نشون به اون نشون که من الان حدود پنج ساله که ساکن این شهر مجازیام اما هنوز رژهرفتن اینهمه کلمات ظالم و مظلوم و رییسجمهور و رعیت و بازیگر و تماشاچی و اپوزیسیون و حکومت با آه و تحلیلهای رنگارنگ در مقابل سان دیدن خدا به نتیجه نرسیده…بقول فروغ: کس نخارد پشت من… جز ناخن انگشت من…
حتی وقتی یه راه حل عملی میدی همه سرشون رو میکنن زیر لحاف…چرا؟ چون کسی حوصلهی زندهگی نداره…به نظر شما برای پایان دادن به عقدهگشاییهای دیکتاتورهای تحقیر شده چه باید کرد؟ نظرتون راجع به این پیشنهاد چیه؟ http://sinahoda.blogspot.com/2007/01/blog-post_17.html
this thing at the end is very telling of american culture: ignoring what is happening in the country overall, and just bringing four individuals that are somehow supposed to represent how the us is the land-of-opportunities and land-of-heros. i felt so embarassed for that second guy (the one who saved another man in the train station), i couldn’t watch the t.v.
بهمن ۴م, ۱۳۸۵ | ۰۹:۴۱
سلام
زیاد میآم اینجا ولی تا حالا پیش نیومده بود کامنت بذارم.
فکر می کنم از همین الآنم تو شرایط جنگی هستیم .تمام مسیرهای تسویه ارزی که محدود شده .صادرات نفتمونم که فقط خدا به دادش برسه.ولی چیزی که بیشتر از همه منو می ترسونه این آرامش نسبی فعلیه.بد جوری شبیه آرامش قبل از طوفانه.
بهمن ۴م, ۱۳۸۵ | ۱۱:۵۱
سلام همشهری عزیزم!
خب بسیج یه راه حل دموکراتیکه بعد از اینکه موجسواری یاد گرفتیم…اما انگلیس هیچوقت از این کارها نمیکنه… این روشها مال جان سومیهاست…بوش هم از همون تباره و نمیدونم چه جوری گذارش به کاخ سفید افتاده…غلط نکنم باز هم کار کار انگلیسه… واسه رد گم کردن…حرف مفت بهترین مسکن و داروی فراموشیه برای ترکتازی استعمار… نشون به اون نشون که من الان حدود پنج ساله که ساکن این شهر مجازیام اما هنوز رژهرفتن اینهمه کلمات ظالم و مظلوم و رییسجمهور و رعیت و بازیگر و تماشاچی و اپوزیسیون و حکومت با آه و تحلیلهای رنگارنگ در مقابل سان دیدن خدا به نتیجه نرسیده…بقول فروغ: کس نخارد پشت من… جز ناخن انگشت من…
حتی وقتی یه راه حل عملی میدی همه سرشون رو میکنن زیر لحاف…چرا؟ چون کسی حوصلهی زندهگی نداره…به نظر شما برای پایان دادن به عقدهگشاییهای دیکتاتورهای تحقیر شده چه باید کرد؟ نظرتون راجع به این پیشنهاد چیه؟
http://sinahoda.blogspot.com/2007/01/blog-post_17.html
بهمن ۴م, ۱۳۸۵ | ۱۲:۲۰
اعلام نکرده ارتشش چند میلیونی هست؟ بیست یا دویست؟
رقابت در تعداد نفرات ارتش بسیجی
بهمن ۴م, ۱۳۸۵ | ۱۷:۲۲
سلام ، اون موضوع وبلاگ نویسان مسلمان رو خوب اومدی . راستی از احمدی نژاد ننوشتی چطور؟
بهمن ۵م, ۱۳۸۵ | ۰۲:۳۱
this thing at the end is very telling of american culture: ignoring what is happening in the country overall, and just bringing four individuals that are somehow supposed to represent how the us is the land-of-opportunities and land-of-heros. i felt so embarassed for that second guy (the one who saved another man in the train station), i couldn’t watch the t.v.
بهمن ۵م, ۱۳۸۵ | ۱۱:۲۷
بسم الله . آمریکا از گذشته نشنال گارد را دارد که ارتش غیرتخصصی و عمومی است.