- My Babbling Brain - http://www.mibibi.com -

اتیکت مترو لندن

Posted By Haji Kensington On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۱۲:۰۲ ق.ظ In Britain, Farsi | 10 Comments

روزنامه نوشته بود که به راننده های [1] مترو لندن دستور داده شده از پشت میکروفون با مسافرها گپ نزنن یا درددل نکنن و فقط پیامهای لازم رو بدند.

البته این پدیده نادره و اکثر وقتها یه نوار، ایستگاه بعدی رو معرفی می کنه یا جمله معروف Mind the Gap رو می گه، ولی انگار بعضی از مسافرها از این که راننده ها بعضی اوقات پشت میکروفون مزه پرونی می کنن، دلخور شدند.

روزنامه چندتا از جمله های بامزه بعضی از راننده ها رو نوشته بود: “مسافران گرامی، براتون یه خبر خوش دارم و یه خبر بد. خبر خوش اینه که هفته پیش جشن تولدم بود و کلی صفا کردم و خبر بد اینه که قطار جلویی توی ایستگاه بعدی گیر کرده و ما باید بیست دقیقه توی تونل بمونیم.”

یا “متاسفم که معطل شدین، چون می دونم همه خسته اید و دارین برمی گردین خونه، مگر این که با زن سابق من عروسی کرده باشین که در اونصورت بهتره سوار قطار جهت مخالف بشین و برگردین!”

حالا شاید بگین اینا چه نازک نارنجی بودند که رفتند زیرآب راننده هایی رو زدند که تنها همدمشون تاریکی تونله! دلیلش، اهمیت حریم خصوصی این جماعته که نباید مورد تعرض فیزیکی یا صوتی قرار بگیره. (اتیکت مترو لندن رو [2] اینجا بخونین)


10 Comments (Open | Close)

10 Comments To "اتیکت مترو لندن"

#1 Comment By علیرضا On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۳:۴۱ ق.ظ

ازدواج با زن سابق راننده مترو رو هستم

#2 Comment By rooz… On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۶:۱۴ ق.ظ

جدی گاهی چقدر متفاوت فکر می کنیم. چیزهایی شبیه به این اصلا به ذهنم نمی رسید. حریم خصوصی برای ما تنها واژه ای کم رنگ است که به درد سخنرانی ها و مقاله هایمان می خورد!

#3 Comment By احمدک دبیر On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۸:۵۹ ق.ظ

اوضاع من از این هم بدتره حاجی. با این همه داشتم فکر می کردم به جایی که تو هستی و جایی که من هستم. تفاوت از زمین تا آسمان است

#4 Comment By Mir Ghazab On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۹:۰۳ ق.ظ

ولی اونجا که میگه: زن سابق من_ زن سابقش میتونه شکایت کنه ، بره بگه:شوهر سابق من_ که همون راننده قطار باشه از تریبون قطار داره بر علیه من تبلیغات منفی میکنه و در جهت یک ” براندازی نرم ” حرکت میکنه!! ها ها ها!!

#5 Comment By roham On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۱۵ ق.ظ

هه هه ایول!! چقدر اینا باحالن!
بعد بیاین به من بگین دیار کفر بده! نرو!
کجاش بده؟
توی متروی تهران که !من له میشم تا برسم سرکار!!بعد کلی هم فحش میشنویم! یه خانمم هی میگه ایستگاه بعد!دوغوز آباد نو!!
ای خدا !! ما رو به دیار کفر برسان
آمین!

#6 Comment By Reza On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۳:۴۹ ب.ظ

حاجی منزل نو مبارک کی مهمونی شو میدی

#7 Comment By پژ On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۴:۵۳ ب.ظ

اگر بخوام مثل یک ایرانی واقعی صحبت کنم باید بگم: «این حریم خصوصی که میگی چیه؟ می خورن یا می‌پوشن؟»

گاه گاهی این سئوال قدیمی توی ذهنم می پیچه که: «ما کجای این دنیاییم؟»

پ.ن
بلاگرولینگ چشم شیطون کر درست شده. پینگ بفرمایید لطفا!

#8 Comment By حسام On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۶:۴۳ ب.ظ

پس راننده های مترو لندن یادشون رفته که بین شوخی های اونها و حریم خصوصی مردم یک گپ بزرگ وجود داره. پس باید بخودشون هم گفت مایند د گپ

ولی حاجی جون من فکر میکنم این مردمی که اینقدر در روابط عمومیشون سردند، بد نیست بعضی وقتها یک تلنگری بهشون زد، با هر وسیله ای که شده

#9 Comment By hossein-london On اردیبهشت ۴, ۱۳۸۶ @ ۱۱:۳۸ ب.ظ

kar kare in pirezanaye bikare ingilisiye!hehe

#10 Pingback By My Babbling Brain » خودکشی در مترو On مرداد ۹, ۱۳۸۷ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ

[...] ساکن لندن باشین، دستکم سالی دو سه بار توی مترو از بلندگو می شنوین که فلان خط تاخیر شدید داره چون یکی [...]


Article printed from My Babbling Brain: http://www.mibibi.com

URL to article: http://www.mibibi.com/1386/02/04/post-283

URLs in this post:
[1] مترو لندن: http://www.bbc.co.uk/dna/h2g2/A48502
[2] اینجا بخونین: http://www.bbc.co.uk/dna/h2g2/A688232