ما و قبیله

مردم کره جنوبی از قتل سی و دو دانشجوی “ویرجینیا تک” بدست یه دیونه کره ای تبار احساس شرم می کنند، ولی آخه چرا؟ طرف فقط یه سوم عمرش، کره جنوبی بوده و بعد مهاجرت کرده آمریکا.

خوشبختانه یا بدبختانه، ما شرقی های جمع گرا بیشتر از غربی های فردگرا از قبیله، نژاد یا زادگاهمون هویت می گیریم.

البته هویت قبیله ای مزیت هم داره: وقتی رضازاده طلا می گیره، شادی ما ایرونی ها بیشتر از آمریکایی هاییه که پیراهن زرد “تور دو فرانس” رو تن آرمسترانگ می بینن. تنها ایراد اینه که موارد شرمساری و وجدان درد جمعی از لحظات غرورآفرین بیشتره.

این جمع گرایی واسه بقا و دفاع هم مفیده، ولی در عین حال می تونه سرپوش و عذری باشه واسه بی ارادگی و ناکامی فردی. من منتظر می مونم تو پرچمدار قبیله بشی و تو منتظر من می مونی.

خب اگه می خوایم، یا ناچاریم، قبیله گرا باشیم، چه بهتر که قبیله بزرگتری انتخاب کنیم و با همه آدمها هم سرنوشت بشیم. دیگه ما و اونا هم از بین می ره.



link Email Print | add to Del.icio.us add to OYAX add to Balatarin | Tag: Farsi, World
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 4 out of 5)
Loading ... Loading ...

۳ Comments so far

  1. hossein-london
    فروردین ۳۰م, ۱۳۸۶ | ۰۰:۰۱

    kudum ghabile salari?, mushkele ma eruniha ine ke tu shadi mikhaim sharik bashim vali tu ghamha sharike khubi nistim!, kash ye kam yad migereftim!

  2. مخمل بانو
    فروردین ۳۰م, ۱۳۸۶ | ۰۵:۴۱

    نگرش جالبی بود…

    من فکر میکنم …خواستم نقدی بنویسم ولی مثالی که تو ذهن داشتم با استدلالتون توجیه میشد…تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم …

  3. roham
    فروردین ۳۰م, ۱۳۸۶ | ۱۶:۳۸

    اوووپس شیخ!!چه باحال!کدوم قبیله سالاری؟همون که یکی سوسک میکشه!اون یکی یه حرف مفت میزنه!یه مشت…. هم میپاچن تو خیابونا!
    حالا من فکر میکردم توی شیخ نشین دیار کفر!هم این شکلی باشه که خوب الان متوجه شدم این گونه نمی باشد!
    راستی این داستان خال کوبی و این حرفا چی بوده؟میگن روی دستش خالکوفیه! تبر اسماعیل داشته این پسره ابله!!نه؟؟
    به هرحال!برای اولین بار واقعا نارحت شدم چون برای دانشجو جماعت احترام زیادی قائلم!!اونم دانشجوی امریکایییی!!

Leave a reply