- My Babbling Brain - http://www.mibibi.com -
پاسپورت و هویت
Posted By Haji Kensington On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۰۳ ق.ظ In Farsi, Iran, World | 11 Comments
“پاسپورت سندی نیست که بگوید ما کیستیم، بلکه سندی است که نشان می دهد دیگران در مورد ما چه فکر می کنند.”
این بخشی از خاطرات و تفکرات اورهان پاموک، برنده نوبل ادبیات، توی شماره تازه مجله [1] نیویورکر از اولین گذرنامه ایه که در کودکی می گیره تا همراه برادرش از استانبول به ژنو سفر کنند و پدر و مادرشونو ببینند.
من هم همیشه با خودم کلنجار می رم که وقتی مامورهای گمرک کشورهای دیگه پاس ایرونی منو می بینند، چی تو سرشون می گذره.
پاس من از این مدل قدیمی هاست، واسه همین، با معیارهای اروپایی، خیلی جعلی می زنه، ولی به خدا اصله، ولی مامورها حداقل پنج دقیقه زیر و روش می کنند و زیر اشعه می گیرند و چندبار عکسشو با قیافه من مقایسه می کنند.
وقتی توی صفهای طولانی بازرسی گذرنامه یا تقاضای ویزا می ایستم و می بینم دیگران کارشون سه سوته راه می افته، بهشون غبطه می خورم. آخه چرا من باید تاوان رفتار حکومت مو بدم؟
Article printed from My Babbling Brain: http://www.mibibi.com
URL to article: http://www.mibibi.com/1386/01/24/post-266
URLs in this post:
[1] نیویورکر: http://www.newyorker.com/magazine/toc/2007/04/16/toc_20070409
Click here to print.
11 Comments To "پاسپورت و هویت"
#1 Comment By hossein-london On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۱۰:۵۳ ق.ظ
akhhhh nagu ke darde dele mane!, manam passam mesle hamine ke tu aks guzashti visa daneshjue!, manam dahanam service mishe vaghti dunbale visam , party chizi gir uvurdi khabaremun kun!;)
#2 Comment By امیر On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۱۱:۰۰ ق.ظ
واقعاً آدم احساس تحقیر میکنه اون لحظه!
#3 Comment By علیرضا On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۳:۴۶ ب.ظ
از ماست که بر ماست:)
#4 Comment By حسام On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۴:۴۵ ب.ظ
داغ ما رو تازه کردی حاجی جان
#5 Comment By میرزا On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۵:۰۰ ب.ظ
جرم شما این است که در مملکتمان به دنیا آمدید. کافی نیست؟
#6 Comment By sahar On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۵:۲۹ ب.ظ
این چیزی که نوشتید خیلی خوب می فهمم ، یک دفعه در کشوری مثل کامبوج که اصلا ویزا نمی خواست دو ساعتی نگهم داشتند چون می گفتند از جمهوری اسلامی اومده و من همش می گفتم از ایران اومدم خلاصه این قصه دردناکی که با ما ایرانی ها به برکت جایگاه بین المللی امون است
#7 Comment By peyman On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۶:۰۶ ب.ظ
ey haji ino khoob omadi, hatman hame irani hai ke mosafetate khareji raftan ino hes cardan, vali az hame ina begzarim, kamakan enerjiye hastei haghe mosalame mast ;-).
#8 Comment By بهزاد On فروردین ۲۴, ۱۳۸۶ @ ۸:۰۱ ب.ظ
حاجی من رو هم در این ناراحتی شریک بدان چون من هم بارها دچار این مشکل شدم ای خدا کی می شود کشور ما هم به جایگاه واقعی خود در جهان دست یابد حالا این پاسپورت های از رده خارج بماند وقتی که میفهمند ما ایرانی هستیم از هر روشی برای توهین به ما استفاده می کونند بر باعث وبانیش لعنت
#9 Comment By m. On فروردین ۲۵, ۱۳۸۶ @ ۲:۵۴ ق.ظ
سلام….کشور ما گناهی نکرده که بخاطرش شرمسار باشیم.هرکی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه
یا باید اسیر حکومتهای سلطنتی و وابسته به غرب بودیم یا…
ما سر بلندیم حتی اگر پاسپورتمان را دیر بدهند حتی اگر از ما انگشت نگاری کنند
#10 Comment By hmm.. On فروردین ۲۵, ۱۳۸۶ @ ۴:۰۱ ق.ظ
میم جان، ما که خربزه نخوردیم، ولی شما ظاهرا زیاد میل کردی شکمت درد گرفته داری هذیون میگی..
#11 Comment By comet On اردیبهشت ۲, ۱۳۸۶ @ ۲:۵۶ ب.ظ
مدل قدیم و جدید پاسپورتهای وطنی باجی به هم نمی دهند. شاید ورژن جدید گذرنامه ها به لحاظ ظاهری جذاب به نظر آیند ولی اگر آن را تورق کنید، در می یابید که گرفتار معضلی بزرگتر از شکل و شمایل است. مسأله پاسپورتهای جدید به گونه ای مشابه همان چیزی است که در پست بعدی درباره آن نوشته اید؛ غلطهای آشکار در گزینش معادلهای انگلیسی که گاه خنده دار و در عین حال شرم آور به نظر می رسد. نمی دانم در این دستگاه عریض و طویل پلیس چار تا زبان دان درست و حسابی پیدا نمی شود؟! قیافه مرزبانانی را تصور کنید که حین ورود به یک کشور محتوای پاسپورت شما را ورانداز می کنند و پوزخندی می زنند؛ این یعنی تمسخر «هویت» شما!