ملوانان خاطره فروش
وزارت دفاع بریتانیا به ملوانها اجازه داده خاطراتشونو به رسانه ها بفروشن و همین واکنشهای مختلفی براه انداخته.
موافقها می گن اگه قراره یکی از اعضای خانواده ملوانها بره شنیده هاشو بفروشه، چه بهتر که این پول نصیب این درد کشیده ها بشه و مردم هم کل حقیقت رو بدونن.
مخالفها می گن این خطر هست که مردم از این سربازهای سوداگر دلسرد شن. البته حق هم دارند، چون بازار خاطره نویسی اینجا بشدت خرابه و مردم واسه یه مشت دلار به دروغ می گن بچه که بودند، قربانی خشونت جنسی یه کشیش شدند.
ولی من فکر می کنم خیرش بیشتره، چون پونزده ملوانی که سیزده روز، به قول خودشون، انفرادی بودند، حرف رسانه پسند زیادی ندارند، مگه این که نعناع داغشو زیاد کنن. اون وقت می شه بهتر فهمید کی راست می گه.
آپ دیت: فی ترنی، ملوان زن، با روزنامه سان حرف زده و گفته ایرونی ها از من می پرسیدند سایزت چیه، می خوایم برات تابوت بسازیم. “صدای بریدن تخته و کوبیدن میخ از بیرون سلول می آمد.”




(2 votes, average: 4.5 out of 5)
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۰۹:۰۷
حاجی جون بدیش اینه که اینجا کسی دنبال حقیقت نیست ، اینجا می خوان کاری کنن که تو اعتراف کنی که یه لودر را گذاشتی کولت و فرار کردی
راستی کسی خاطرات ایور مرزیها را اوور مرز میخره البته اگه حمل بر جاسوسی نباشه
رضا سیدی
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۱۲:۱۰
سلام و درود
آقا بعد از این همه مصیبت من با نظر یکی موافق بودم… اونم نظر شماست
خدا عمرت را زیاد کنه
و غمهایت را کم
…
در ضمن سالی خوش برایتان آرزومندم
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۱۵:۰۵
می دونی جالبیش چیه حاجی اون نظامی زن ادعا کنه که در ایران به اون تجاوز شده اونم بدسته محمودخان………البته تا این احمق ها باشن که با هزارتا منت ملوان ها رو ازاد نکنن تا که این محمود خان باشه که تو مصاحبه تلوزیونی بلر رو نصیحت نکنه فکر کنم محمود خان بازم بز اورد
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۲۰:۲۰
دروود حاجی گرامی
از اینکه دیر خدمت رسیدم پوزش خواسته سال جدید را به شما شاد باش می گویم امید وارم سال نو سالی عاری
از جنگ وشدت و “جهان عاری از اسلام” باشد
از لطفتان سپاسگزارم که در این تنهای یادی از من کردی
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۲۰:۴۳
هااا اون ضعیفه هرکاریش بکنن همچین ننگی رو قبول نمی کنه !!
یعنی قبولم کنه هیچ خری باور نمیکنه!
تازشم!بیاد بگه حالا مگه حیوانات چیز کردن جرمه؟هان؟
فروردین ۱۹م, ۱۳۸۶ | ۲۱:۳۸
ما که نفهمیدیم بالاخره قسم حضرت عباس را باید باور کنیم یا دم خروس را !!
که البته به نظرم دم خروس اعتبارش بیشتر است
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۶ | ۰۸:۳۴
دارن شورش رو در میارن دیگه!
فروردین ۲۰م, ۱۳۸۶ | ۱۳:۴۷
آقا این ملوانها خیلی ترسو بودند. فکر کنم شجاعت بچه مدرسهایهای بریتانیا از اینها بیشتر باشه.
پنداری دچار افکار هیستریک شده بودند که هیچکاریش نمیشه کرد.
اگر فعالین سیاسی ما هم در ایران همین قدر جربزه داشتند الان در یک عضو بازجوهای وزارت اطلاعات عروسی بود.