E-Mail 'محمد بودا نبود' To A Friend

Email a copy of 'محمد بودا نبود' to a friend

* Required Field






Separate multiple entries with a comma. Maximum 5 entries.



Separate multiple entries with a comma. Maximum 5 entries.


E-Mail Image Verification

Loading ... Loading ...

۸ Comments so far

  1. haji washington
    اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | ۰۳:۲۱

    حاجی سر جدت قسم سرت رو به باد نده داداش!

  2. Pazh
    اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | ۰۴:۰۱

    حاجی جان، در پی چی هستیم از این سئوالها؟
    شدیم چند گروه و سعی می‌کنیم هر کدوم به مدل خودمون زورمون رو بزنیم و حرف خودمون رو ثابت کنیم!
    اصلا یکی به من بگه این که عادات و اخلاق و ریز جزئیات کارهای پیامبرمون رو بدونیم، مهمتر از اینه که به شریعتی که آورده و الهی و پاک و مبرا از هرگونه گزندی خوانده‌اش معتقد و پایبند باشیم؟
    هر کدوم از سویی سر طنابی رو می‌کشیم که وسط وصله به بنیان اعتقادی خیلی از مردم. اسم خودمون رو هم یا می‌گذاریم حزب الله و فداییان اسلام و… یا می‌گذاریم روشنگر و اندیشمند و روشنفکر و اصلاح طلب و…
    فرض کنیم محمد هم مثله اینشتینه. آدمی که با کاری که انجام داد، تحرک و جنبشی مثبت در بشریت ایجاد کرد. این کاری که انجام داد و انگیزه‌اش مهم است نه اینکه شب ساعت چند می‌خوابیده و قاشق رو با کدوم دستش می‌گرفته
    اگر من در اشتباهم بیرون آورید!

  3. nima
    اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | ۰۷:۳۶

    سلام حاجی عزیز:
    آقا در مورد نوشته من برداشت‌تان غلط بوده که باعث تعجب است؛ چرا که به نظرم لحن طنز‌آمیز متن من مشخص است!(حالا اگر خیلی هم مشخص نیست بگذارید به حساب اینکه من در ایرانم و نه در لندن!)
    من نه تنها اعتراض شما را مغرضانه ندیدم بلکه خیلی هم بجا بود.
    قصد من از نوشته‌ای که شما به آن لینک دادید این بود که نشان دهم فروع دین اسلام دقیقاً همین چیزهایی که آن طراح بدبخت سوالاتش را طرح کرده. نمونه‌اش را هم در کتابهای طباطبایی و مجلسی و … میتوان دید. درواقع سوالها ایراد نداشته، سوال منطبق با متن کتاب و متن کتاب دقیقاً منطبق با افکار عالمان (!) اسلامی بوده است. حال اگر در قرن حاضر خوش‌آیند نیست اشکال از فرستنده است و نه گیرنده.
    لطفاً بار دیگر متن را بخوانید و به لینکهایی که داده شده توجه بیشتری کنید! آن تک علامت تعجب مقابل عبارت “ایادی استکبار جهانی” را تنها بخاطر علاقه شخصیم به جنابعالی گذاشتم که مبادا سوءتفاهمی شود که ظاهراً بی‌اثر بود و شد!

    من هر از گاهی در وبلاگم طعنه‌ای به دین‌داران و مذهب و خداباوری میزنم، ولی سربسته و خیلی خلاصه. مانند مطلبی که در مورد Apocalypto نوشتم. تازه کجایید که ببینید با همین خودسانسوری هستند کسانی که عکس شمشیر میل می‌کنند و ندا می‌دهند که بزودی با همان شمشیر محشورمان گردانند! با این حساب حق دهید که ما باید دنبال سبک جدیدی برای نوشتن نظراتمان در وبلاگ‌هایمان باشیم.
    بقول فرخزاد که(از قول مولوی) میگفت :
    هرچه میگویم به قدر فهم توست
    مردم اندر حسرت فهم درست

  4. علف هرزه
    اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | ۱۳:۴۱

    حاجی جون اولین تحریف زدایی اینه که آیا پیامبر معصوم است یا نه؟

    قرآن می‌گه: انا بشر مثلکم

  5. هیس
    اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | ۱۹:۱۶

    حاجی جان … من که دیگه پاک معتاد نوشته هات شدم . به نظر من این بدعت شکنی ها بد هم نیست . البته به شرطی که فقط سکوت در برابر دولت دکی محمود و اعضای کابینه ش نباشه . بلکه هم کاریکاتوریست های دانمارکی بتونن ازش استفاده کنند و هم سلمان رشدی و هم تک تک جامعه جهانی . راستی شانس آوردند که حضرت امام به رحمت خدا رفته مگر نه از همون جمارون یه شیهه می کشید که همه خر های عالم ساختمان وزارت آموزش و پرورش را زیر سم های نعلین پوش خود تبدیل به ماسه و ذرات اولیه می کردند . من آیات شیطانی رو خوندم … به نظرم این سوالا توهین
    آ؛همیز تر بود تا هپروت گویی های سلمان رشدی . راست میگن همیشه یک شرایطی پیش میاد که چیزهایی که زمانی به نظر بد می رسید رو عادی نشون میده ! … چقد حرف زدن … خوش باشی

  6. لیلا
    اسفند ۵م, ۱۳۸۵ | ۲۳:۵۸

    مشکل فقط اینه که این سوالها توهین به پیامبر بوده اصلا اینکه یه عده ادم واسه یه لقمه نون باید همچین چیزایی رو امتحان بدن مهم نیست؟

  7. ورجاوند
    اسفند ۶م, ۱۳۸۵ | ۰۰:۲۲

    حاجی آقا سلام
    دین باوری است خصوصی و شاید آنرا قانون سازی فرد برای خود نامید. من به باور بسیاری از فلاسفه کاری ندارم که دین و مذهب فقط ترس بشری از ناشناخته های طبیعی و غیر طبیعی و وحشت از آنچه شخص کرده یا میکند. شاید بهمین دلیل هر کس برای خود منطقی میتراشد تا آنرا برای خود قابل هضم و درک و راه فرای از این مخمصه ” ترس ” بسازد. همین فلاسفه دلیل میکنند که بشر امروزی از این جهت از دین روگردان است که کم کم ترسی از هیچگونه واقعه و فاجعه طبیعی و غیر طبیعی ندارد زیرا آگاهی یافته و جواب بسیاری از ” چرا ها ” را دریافته است. حتی آنرا بعنوان اولین قوانین بشری نام میبرند و نمونه آنرا حمورابی و گیل گمش میدانند که قوانین مدنی آنها مرجع تمام مذاهب ابراهیمی است.
    از پدیده مذهب و باور مردم ، دین فروشان قرنهاست نان میخورند و از همان ابتدای پدیده مذهب هم دین فروشان فهمیدند تنها راه نگهداری مردم زیر علم مذهب ترغیب و تاویل ترس بیشتر از ناشناخته هاست.
    اگر چنین نبود و مردم راه (دین و مذهب) را خود و بدون یاری دیگری طی کنند ، نه به مفسر دینی نیازی داشتیم و نه ملا و نه کشیش و نه … و هرکس و ناکس دیگری که ادعایش عقل کل بشری باشد و چنان دین را بتاباند و چم و خم به آن بدهد و خود را ارباب الهیات بداند که مذهب در مذهب و باور در باور درآید که نوع بشر سایه یکدیگر را با تیر بزنند. تا روزی که مذهب دکان است (که قرنها نیز خواهد ماند) آش همین آش و کاسه همین کاسه است که شخصی نظر خود را ارجح و اکرم و فاضلتر از همه مردم بداند و عقیده فردی خود را از کتابهایی که منسوب به خدایانند ( ولی همه دست نوشته بشر) ، بالا تر بدانند و برای دین افسانه و قصه و روایت و حکایت بسازند و جامعه را طبقه بندی روحانی کنند و معدودی را عالم و اکثریت قریب به اتفاق را پیرو نامیده و اجازه ندهند که عوام در کنه و ریشه و علت باورها روند.
    حاجی جان عمیق شو تا منظور مرا درک کنی


  8. اسفند ۹م, ۱۳۸۵ | ۱۱:۱۵

    ما؟ مگه هر کس فارسی می‌خواند مسلمان است؟ شما هر گلی می‌خواهد به سرتان بزنید!

Leave a reply