آره سقط جنین کشتن آدم دیگه ای هست ولی انتخاب مرگ همون خود کشی پس فرق دارن. اونجا تو حق زندگی را از یکی دیگه می گیری به جای یک انسان دیگه تصمیم می گیری که به دنیا بیاد یا نه. اما انتخاب مرگ مربوط به خود آدمه اینکه می خواد زندگی کنه یا نه. در هر صورت شخصا هرگز نه به جای کس دیگری تصمیم می گیرم و نه خودم مرگ رو انتخاب می کنم.
موضوع سختای است. سوال در واقع این است که از کجا میدانیم طرف در آن شرایط چه میخواهد. خیلی وقتها شخص نمیتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. بعضی وقتها میگویند مرگ مغزی شده است و مشکل حل میشود، ولی شرایطی نیز وجود دارد که با وجود اینکه هیچ ارتباطی به نظر نمیرسد وجود داشته باشد، شخص همچنان دارای سطحای از شعور است (و من نمیدانم پزشکان این شرایط را به عنوان مرگمغزی قلمداد میکنند یا خیر).
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ | ۰۲:۲۵
سر اون با سقط جنین فرق دارشو نیستیم داداش
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ | ۰۴:۳۵
موافقم. هر چند انسان حق تولّد نداشته است، امّا حق مرگ باید با خود او باشد.
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ | ۰۷:۱۰
مخالفم
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ | ۰۹:۳۲
آره سقط جنین کشتن آدم دیگه ای هست ولی انتخاب مرگ همون خود کشی پس فرق دارن. اونجا تو حق زندگی را از یکی دیگه می گیری به جای یک انسان دیگه تصمیم می گیری که به دنیا بیاد یا نه. اما انتخاب مرگ مربوط به خود آدمه اینکه می خواد زندگی کنه یا نه. در هر صورت شخصا هرگز نه به جای کس دیگری تصمیم می گیرم و نه خودم مرگ رو انتخاب می کنم.
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۵ | ۱۰:۲۶
اگه منم می تونستم حق انتخاب داشته باشم “حق انتخاب” رو انتخاب می کردم !
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۵ | ۰۴:۰۵
موضوع سختای است. سوال در واقع این است که از کجا میدانیم طرف در آن شرایط چه میخواهد. خیلی وقتها شخص نمیتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. بعضی وقتها میگویند مرگ مغزی شده است و مشکل حل میشود، ولی شرایطی نیز وجود دارد که با وجود اینکه هیچ ارتباطی به نظر نمیرسد وجود داشته باشد، شخص همچنان دارای سطحای از شعور است (و من نمیدانم پزشکان این شرایط را به عنوان مرگمغزی قلمداد میکنند یا خیر).