بهمن خونین
مرکز اسناد انقلاب اسلامی یه سری عکس از بهمن ۱۳۵۷ منتشر کرده که بعضی هاشو تاحالا ندیده بودم. گزیده اش اینجاست.
بین اونا این عکس خیلی تکان دهنده بود ولی دیدم یه نمه ساختگی و چیدمانیه.
داستان اینه که جوونی موقع شعارنویسی کشته شده یا داره جون می ده. انگار آخرین دیوارنوشته اش، کلمه خمینی بوده که از آخر حرف ی، یه خط اوریب قرمز رو به پایین سر خورده.
توی دست بی جان شعارنویس، یه قوطی اسپری هست ولی خط اوریب بعیده اثر اسپری ای باشه که صاحبش تیر خورده، چون کلفته و لجوجانه تا بیخ دیوار ادامه داره. انگار رنگ (شاید با قلم مو) چند بار روی خط که بطرز عجیبی صافه، رفته و برگشته.
بعلاوه خط اوریب بعیده رد خون شعارنویس باشه، مگه این که نیروی جاذبه بخاطر شور انقلابی اون روزها، تغییر جهت داده باشه.
معمای دیگه عکس اینه که شعارنویس چطور تونسته تن زخمی شو از زیر خط اوریب (به فرض اصیل بودن) بکشونه و به سه کنج دیوار تکیه بده، بدون این که دیوار خونی بشه؟
خدا وکیلی شیطون گول زدم که مثل کیهان لجن نویسی کنم وگرنه دعا می کنم این عکس، سندی واقعی از ستم ستیزی ما ایرانی ها باشه و این مبارز راه آزادی و استقلال، حالا تو بغل حوریهای بهشت خوابیده باشه.



(4 votes, average: 3.75 out of 5)
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۵ | ۰۰:۲۲
baba age in tir khurde bashe tu badanesh ke bayad khunin malin shude bashe age tiram be saresh khurde bashe ke bayad maghzesh ru divar bashe!, shyere vere be khuda!nemidunam chera in spray ru hamin tur chasbideh!
Ey khuda har chi mikhurim az in avam faribiye!
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۵ | ۰۲:۴۸
پاراگراف آخر حرف دل خیلی از ماست.
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۵ | ۰۵:۳۲
آیا نکته بینی شما باعث تشویش اذهان عمومی نمیشود؟
الان من دارم فکر میکنم چه معجزهای اتفاق افتاده که پس از بیهوش شدن مبارز جوان در انتهای یای خمینی ( آنهم پس از نوشتن کامل یا روبه بالا یکهو تا روی خاک خارج از اراده سعی داشته الکی و بیهوده آنرا تا دم مرگ پایین بکشد!) و در نفس آخر آنقدر قبراق شده که یکهو بدون اینکه اسپری از دستش افتاده باشد خود را به کنج دویار کشانده!
آن لحظه روی خاک باید حتما معجزهای اتفاق افتاده باشد.
اما شما ذهن مرا مشوش کردید تا جایی که معتقد شدم تردستیهای کودکانه و ناشیانهی یک حکومت تحمیلی در حال زوال تا دندان مسلح را نباید به حساب معجزه نهاد!
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۵ | ۰۷:۴۳
آره راست میگی! من هم یواش یواش دارم به اینا مشکوک میشم.
بهمن ۲۲م, ۱۳۸۵ | ۱۲:۴۸
حاجی داستانی که تصویر توضیح میدهد دروغ نیست ولی به طور قطع عکس یک صحنه واقعی رو نشون نمیده من تقریبا شک ندارم این تصویر از یک صحنه فیلم سینمایی عکاسی شده که تازه ناشیانه صحنه آرایی شده مثل اون فیلم هایی که توی بهمن از برنامه کودک پخش میشود توضیحات شما هم بحوبی این رو تشریح کرده از همه تابلو تر نکته ای است که شاید شما بهش توجه نکرده اید اون هم مدل موی سر آدم در صحنه است که اصلا مال سال ۵۷ نیست که معمولا توی این نوع فیلمها به آن توجه ندارندشما اگر فیلمهای مستند تظاهرات ها را نگاه کنید هیچ کش مدل موی سرش این نیست همین طور لباسی که پوشیده
حالت خون توی صورت طرف هم بخوبی نشون میده که یک گریم ناشیانه در یک فیلم است