آدمها و تخمها
این طرح گرافیکی، سردر خزانه بین المللی بذره، پناهگاه آخرین امید ما آدمها که قراره هزاران نمونه بذر گندم و برنج و… رو توی دل کوهی نزدیک قطب شمال جا بده، واسه روز مبادا.
روزی که شاید بخاطر برخورد یه شهاب، انفجار اتمی یا زیرآب رفتن زمین، طبیعت ویران شه و نجات یافته ها بتونن تخم یه آینده تازه رو از این ‘کشتی نوح’ بردارند.
ولی وقتی خبرشو خوندم، بجای تحسین این دوراندیشی، ترس برم داشت. طبیعت هیچ وقت انقدر از خودخواهی ما صدمه ندیده و حالا هم باز به بقای خودمون فکر می کنیم.
اگه بدترین سناریو اتفاق بیوفته و بعد این خزانه، ما رو نجات بده، تک و تنها، بدون آواز بلبل و زوزه گرگ، زندگی چه حالی داره؟
نوح هم تنها سوار کشتی نشد.


بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ | ۰۳:۵۳
حرکت خوبیه ولی نمی دونم چرا به نظم آنچنان کارا نیست. بیشتر به یک اقدام نمادین میمونه تا حرکتی کاربردی. فرض کنید یک شهابسنگ مثلا بخوره به زمین و سوای ضربه و فجایع اولیه، موجب زلزلههای سنگین متناوب و سیلها و انواع و اقسام بلایای طبیعی بشه، اولا که معلوم نیست دسترسی به اون مخزن همچنان ممکن باشه و دوم بازماندگان آنقدر توان فنی و تکنولوژیکی براشون باقی مونده باشه که بکوبن و تا قطب شمال برن!
نوای طبیعت رو نمیشه در مخزن کرد.
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ | ۱۲:۵۲
jaleb bud!
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ | ۱۴:۵۵
به جای صدای گرگ و بلبل امکان داره صداهای جدید شنیده شه.
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۵ | ۲۳:۲۷
خواب بزرگ ممنون است از نظرت