ژن و معجزه
زندگی تون هرچقدر پارادوکس داشته باشه، اندازه فرانسیس کالینز نیست.
نگاه به ریخت و هارلی داویدسونش نکنین. اون یکی از خدایان زیست شناسیه که خیلی هم خدا رو قبول داره و توی این عصر تکامل باوری، ناچاره رابطه یافته های آزمایشگاهی با باورهای قلبی شو توجیه کنه.
نشنال جیوگرافیک یه مصاحبه چلوندنی داره با کالینز، رییس پروژه ژنوم انسان، طرحی که اگه تکمیل بشه، شاید عمرمون برسه به نوح نبی.
چلوندنی، چون که مصاحبه گر رسما به خدا اعتقاد نداره و می پرسه چطور دانشمندی که با میکروسکوپ مو رو از ماست می کشه، رستاخیز، معجزه یا اراده رو توجیه می کنه.
کالینز می گه تاحالا تو کارش معجزه ندیده ولی محال نمی دونه و معتقده اگه قرار بود خدا واسه هر پلیدی، توی کاسه مون می ذاشت، سنگ روی سنگ بند می شد.
یا وقتی سوال می شه که دار و دسته داروین می گن فداکاری، میوه تکامله، پرفسور کالینز جواب می ده از خود گذشتگی فقط واسه بقای گروه نیست، بلکه بعضی ها به آدمهایی خیر می رسونن که نه می شناسن و نه مشترکاتی باهاشون دارن.
اما پیام تلخ کالینز اینه که حتی اگه تک تک ژنهامون شناسنامه دار بشن، بعیده بتونیم کاری کنیم که آدمها پدر همدیگه رو درنیارن.




بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ | ۰۳:۵۹
از این آدم ندید خوشم اومد. لاتِ دانشمندِ عارف!
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ | ۰۴:۳۶
جالب بود کاش برسم بخومنش در ضمن با اصطلاح چلوندنی ات حال کردم
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ | ۰۵:۴۳
از مصاحبه های چلوندنی خیلی خوشم میاد بخصوص اگر چالشی و برای اثبات خدا باشه. اگه محبت کنی و اونو برای ما بی سوادا ترجمه کنی برای ابد غلامت می شیم حاجی
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ | ۰۶:۴۸
جالب بود اما
من خودم بزرگترین پارادوکس زندگیمم که مثل بختک افتادم روش
به نظرتون این خودش یه معجزه نیست
که من خودم بزرگترین پارادوکس زندگیمم که … و باعث میشه که …
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۵ | ۰۷:۵۶
الان پست قبلی شما رو خوندم. اینجا کامنت می ذارم که بخونید. بسیاری از وب لاگ های ایرانی که خدا رو شکر صدها خواننده هم دارند توصیف شخصی نویسنده و خم ابروی یار…وب لاگ های محدودی هستند که به مسائل مهم ما مثل جنگ می پردازن که همه در برابر آن سکوت کردن. جامعه وب لاگی هم کلی ناز و عشوه داره. بستگی به نگاه شما داره به نوشتن. اگه می نویسید واسه اینکه می خوایید یه جوری واسه صلح مبارزه کنید پس لطفا خسته نشید و بنویسید. الان خیلی زوده واسه ننوشتن از جنگ
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ | ۰۰:۰۷
یه انحراف فلسفیش اینه که: معجزه رو میشه با علم موجودات عالمتر از خود، پنبهش رو زد.
در تعجبم که این چه انتطار بی منطقیه که این دانشمند داره.
اگه دیدیدنش بهش آدرس قوم موسا رو بدین که گاو سامری رو به کوه بالای سرشون فروختند. خب حق هم داشتند چون ساید اونها هم در زمان خودشون عالمان زیست شناسی بودند!
اون اگه بتونه مثل کریشنامورتی گوش کنه و نگاه کنه شاید بهتر بتونه بفهه ارادهای هدایتگر مستقیما دستاندرکارشه؛ ارادهای که همه چیزش معنامند و جهت داره و گذشته، حال رو با تصدیق آینده ثابت میکنه. حالا میخواد اسم اون رو هر چی دلش خواست بذاره، خدا یا نیروی برتر.
گوش کنید!
صدای بوق نمیذاره…میدونم.
بهمن ۱۹م, ۱۳۸۵ | ۱۴:۴۴
اثبات وجود خدا جسارتیست بزرگ و رد وجود آن جسارتیست بزرگتر (ولتر)