اوباما به ایران برود

این پیشنهاد دومینیک سندبروک، مورخ بریتانیاییه که استدلال می کنه همونطور که نیکسون به چین رفت و ریگان به شوروی، اوباما هم باید از خر سی ساله پایین بیاد و بره تهران.

ولی فکر می کنم یه مشکل هست: اگه اوباما بدون پیش شرط درباره لزوم بهبود حقوق بشر در ایران با احمدی نژاد آشتی کنه، همین به ادعای آمریکا درباره پیشگام بودن در دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در دنیا لطمه می زنه.

ما که می دونیم این ادعا کشکه، ولی بهرحال آمریکایی ها دلشون به این خودفریبی خوشه. اما اگه “معامله بزرگ” صورت بگیره و ایران بشه یه عربستان و مصر دیگه واسه آمریکا، تکلیف مردم که حق برگزاری انتخابات آزاد و آزادی بیان ندارند، چی می شه؟



اوباما، اکسیژن حکومت ایران

با این که اوباما در نطقش حرفی از ایران نزد، ولی باب وودوارد، خبرنگار سرشناس واشنگتن پست و زیرآب زن ریچارد نیکسون، به بی بی سی گفت خطاب اصلی جمله “اگر مشت خود را باز کنید، دستمان را به سوی شما دراز می کنیم” ایرانه.

معلومه اوباما در این چند ماه حسابی پخته شده و بجای تمایل به مذاکره بدون قید و شرط با ایران، حالا در کمال بلاغت، شرط ظریفی می ذاره که نه تنها بوی خشونت نمی ده، بلکه رد کننده این حسن نیت رو طرفدار خشونت جلوه می ده.

اوباما بجای شرط  معروف بوش “یا با مایید یا با تروریستها” می گه شما با مایید، مگر این که خودتون نخواین. البته حکومت ایران در باطن از این ادبیات لذت می بره، چون حیات بخشی “دشمن” برای رژیم حفظ می شه، بدون این که خطر جنگی در کار باشه.

پیش بینی من اینه که حکومت ایران با اطمینان از بی رنگ شدن تهدید حمله آمریکا، ضمن “کاشتن بذر مناقشه و انداختن تقصیر مصائب جامعه به گردن غرب” (براندازی نرم)، احمدی نژاد رو چهار سال دیگه در قدرت نگه می داره و اون مشت گره کرده رو به سر مخالفان می کوبه.



فاتحان آتش بس نمی دهند

بعضی از خوانندگان پرسیدند بنا به چه حسابی می گی اسراییل شکست خورد؟

اول: رهبرهای اسراییل از روز اول، در گافی اکبر، هدف حمله به غزه رو اعلام کردند: برقراری آرامش مطلق و نابودی توان راکتی حماس. در این سه هفته کل حرف اسراییل، آمریکا و بریتانیا این بود که باید زمینه یه آتش بس “پایدار” فراهم بشه وگرنه هر آتش بسی که امنیت نمی آره. بیست راکت  بعد از آتش بس “یکطرفه” اسراییل شلیک شد، درسته؟

دوم: فاتحان آتش بس نمی دند. فقط وقتی دشمنی نمونده، دیگه شلیک نمی کنند. صدام وقتی به ما آتش بس داد، از نابودی ترسیده بود. ما هم که قطعنامه و آتش بس رو قبول کردیم، مطمئن بودیم پیروز جنگ هشت ساله نمی شیم. الان هم اسراییل به هیچ خواسته اش نرسیده و حتی قصد اشغال غزه رو هم نداره. پس چه جوری می خواد از برقراری آرامش مطلق مطئمن شه؟

سوم: وجهه اسراییل بخاطر کشتار زن و بچه فلسطینی ها در غرب مسلما بدتر از قبل از جنگه. منع خبرنگارها ازپوشش نزدیک جنگ هم چیزی نیست که به این زودی فراموش بشه. اسراییل حالاحالاها باید به ذهنهای پرسشگر زیادی جواب بده.

چهارم: بعضی از دوستان گفتند که زیرساختها نابود شده و این نشانه پیروزی حماس نیست. من اصلا در مورد پیروزی حماس قضاوت نکرده بودم. اما با وجود این که معتقدم هیچ جنگی برنده نداره، ولی به نظرم حماس خرد شده، ولی نابود نشده. این هم یه ناکامی دیگه برای ابرقدرت خاورمیانه.



شکست مفتضحانه اسراییل

بالاخره اسراییل بعد از سه هفته فهمید از پیش بازنده جنگ جالوت با داوود غزه بوده و باید کوتاه بیاد. فقط هزار و دویست غیر نظامی بی گناه کشته شدند و هزاران فاجعه دیگه هم رقم خورد. اما هیچکدوم از اون اهداف نظامی طراحان حمله محقق نشد.

حالا حماس و حامیانش جسورتر می شن چون ضعف ارتش اسراییل عیان تر شد.

به قول یه کارشناس، ارتش اسراییل برای جنگ منظم طراحی شده و برای همین اکثر جنگهای قرن بیستم مثل جنگ شش روزه رو راحت برد. ولی نبردش با حزب الله و حماس از نوع نامنظم بود، چیزی که ارتش اسراییل براش آماده نیست.

اونچه شکست تازه رو مفتضحانه تر می کنه اینه که باخت به حزب الله سی و سه روز طول کشید، این یکی بیست و دو روز، با این تفاوت که حماس بر خلاف حزب الله توان نظامی محدودتری داشت و تحت محاصره بود.



کارگزاران، قربانی ایرانی غزه

ساده اندیشیه که بگیم کارگزاران رو فقط بخاطر اعلامیه دفتر تحکیم وحدت در مورد غزه بستند. منتظر بهانه بودند ته مونده رسانه های منتقد دولت رو در ماه های مونده به انتخابات ببندند، اولی شو گیر آوردند.

اما ضرر این بستن اینه که علاوه بر بیکار شدن دهها نفر، سخت تر می شه فجایع غزه رو به اطلاع اون از دسته از مردم ایران رسوند که از صدا و سیما و سایتها و روزنامه های حکومتی دلزده شدند و اعتباری برای خبرهاشون قائل نیستند. سی سال تبلیغات در مورد فلسطین از بوق حکومت ایران رو می شه در این سکوت کرکننده وبلاگستان و بی تفاوتی قاطبه مردم موثر دونست.



چرا کفار محارب

رهبر ایران در پیامش برای کشتار غزه از عبارت “کفار محارب” برای اسراییلی ها استفاده کرده و این برام جالبه، چون طی این سی سال، اسراییل “غده سرطانی” بود و باید “از نقشه محو می شد”، ولی بیشتر در مقام یه دشمن سیاسی و نظامی نه دشمن دینی.

برداشت کلی هم از موضع جمهوری اسلامی این بود که ما با یهودیهای ساکن اسراییل کاری نداریم، بلکه با “رژیم صهیونیستی” مساله داریم. تا این که بعد از غائله رحیم مشایی، رهبر ایران گفت دولت و ملت اسراییل فرقی ندارند.

احتمالا رهبری ایران می خواد علاوه بر رهبری سیاسی، رهبری مذهبی مبارزه با اسراییل رو هم بر عهده بگیره. در پیام یکشنبه، در کنار سران کشورهای عربی، مشخصا “علما و روحانیون جهان عرب و روسای ازهر مصر” به چالش کشیده شدند به این امید که “مردم مصر و اردن” و بقیه کشورهای عربی به صف طرفداران ایران بپیوندند.

در حال حاضر مسلمونهایی که از کشتار فلسطینی ها بدست اسراییلی ها دلشون “لبالب از خون” می شه و به فکر تلافی می افتند، عمدتا جذب سلولهای القاعده می شن (مثل بمبگذارهای لندن)، چون از اول، القاعده اسراییلی ها رو کافر معرفی کرده بود. البته القاعده کلا میونه خوشی با حماس نداره چون به روایت اسامه بن لادن و ایمن الظواهری از اسلام تن نمی ده ولی بهر حال القاعده از آب گل آلود ماهی می گیره.

برای همین انگار ایران به این نتیجه رسیده باید رهبری مبارزه با اسراییل (هم سیاسی و هم دینی) رو تماما به انحصار خودش دربیاره تا از خشم خام مسلمونهای تندرو سلولهایی داخل کشورهای عربی بسازه برای روز مبادا.



غزه در آتش

آخر شب شنبه برای اولین بار خبرهای روز سایتها رو مرور می کنم و می بینم نوشتند دویست و خرده ای در غزه کشته شدند. هی سر می خارونم و می پرسم چه جوری ممکنه ظرف یه روز انقدر آدم کشته شده باشند. آمریکایی ها توی جنگ عراق در یه روز بمبارون، انقدر عراقی نکشتند.

این یه کشتار سازمان یافته بوده و حالا مشمول تعریف حقوقی نسل کشی می شه یا نمی شه، ولی برام مسلمه تناسبی با راکت پرونی فلسطینی ها نداره. در این سالها از مجموع حملات راکتی حماس و حزب الله دویست و بیست اسراییلی کشته نشدند.

البته راکت پرونی به اسراییلی ها هم محکومه ولی پیدا کردن راکت ساز و راکت پرون برای دستگاه نخبه اطلاعاتی اسراییل کاری نداره، داره؟ چرا بقیه فلسطینی ها باید مجازات و مرعوب بشن؟

بعد محاصره ظالمانه غزه باعث شده خیلی از فلسطینی ها از این راکت پرونها حمایت کنند. حالا راکت نشد، سنگ. مهم اینه که فلسطینی ها متقاعد می شن که حق با تندروهاست و میانه روهای بی خاصیت باید خفه شن.

کشتار غزه اون هم در روزهای تولد پیامبر صلح فقط یه فایده داره: معدود دستاوردهای جنگ با تروریسم رو به باد می ده و پیروان اسلام تندرو دست بالا رو می گیرند. آقای هانتینگتون روحت شاد.



خداحافظ آقای لطیف

خداحافظ آقای لطیف! فقط از راه دور می شناختمت، ولی می دونستم چقدر دلت واسه کشتی و وزنه برداری این مملکت می سوزه. حتی وقتی شیمی درمانی می شدی، با اون حال ناخوشت، نگران نگرفتن سهمیه های المپیک پکن بودی، نگران از بین رفتن میراث تختی ها و نامجوها.

هی می خواستم بهت زنگ بزنم و حالتو بپرسم. اصلا می خواستم ازت یه مصاحبه بگیرم واسه این روز سیاه، تا خودت جای دیگران بگی کی بودی و چه کردی. تنبلی کردم. شاید هم صدای اطمینان بخشت گولم می زد که سرطانو فیتیله پیچ می کنی و حالا حالاها لازم نیست اسمتو از دفترچه تلفنم خط بزنم.

آقای لطیف، برات آمرزش طلب می کنم.



Page 1 of 5412345»...Last »